یک لنگه کفش؛یک دنیا فریاد
این لنگه کفش یک دنیا فریاد است بر سر دنیایی که پر از سکوت مهیب در برابر کشتار کودکان است.
یادداشت-سعیده خورشیدوند-امروز عصر سیزدهم فروردین، پل B1 کرج مورد هجوم هوایی دشمن آمریکایی_صهیونی قرار گرفت. پلی که قرار بود به عنوان شاهکار مهندسی بومی، برای مردم باشد. اما حالا دشمن نه یکبار، دوبار آنرا هدف قرار میدهد و یک لنگه کفش دخترانه جا میماند.
راستی دخترک برای برداشتن کفشش برمیگردد؟!وای که الان دنیا را روی سرش گذاشته که من کفشم را میخواهم!مثل همان روز که هنوز بابا حساب کتابش با فروشنده تمام نشده بود،کفشهای کهنه را در جعبه گذاشت و این سفید عروسکی را پوشید.بله مثل همان روز که هی پاهایش را نگاه میکرد ببیند به پاچه شلوارش میآید!
همین سه روز پیش که شهربازی رویاهای اصفهان را زدند خدا میداند بچهها چه کشیدند، چه چیزهایی جا ماند و چه صداهایی در آسمان پیچید!
خستهام؛
خسته از خبرهای تلخ
خسته از مرگ
خسته از بهار خونین ایران
اما خستهترم میکند
این همه کوردلی
این همه جهالت
از سوی آن هموطنی که پای رسانه دشمن، توهم بلغور میکند و میگوید: لانچر برده بودند زیر پل سپاهی در خانه داشتند
سوله محل استقرار نیروهای نظامی بود
و حتی یک لحظه فکر نمیکند
آن سپاهی
آن نیروی فراجا
آن ارتشی
آن دانشمند
آن کودک ترسیده و وحشتزده
سرمایههای انسانی ایرانی هستند که این روزها زخم برداشته اما در هم نشکسته و مثل کوه ایستادگی میکند!
این لنگه کفش یک دنیا فریاد است بر سر دنیایی که پر از سکوت مهیب در برابر کشتار کودکان است!دنیایی که عدهای آباد کردنش را در گرو کمکهای جانیان اپستین میبینند!ایرانی ماندن امروز، با شرافتتر از ایرانی بودن است…
انتهای پیام/













ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰