هنر حماسه سازی در جنگ رمضان
در جنگ رمضان که شاهد شهادت رهبر معظم انقلاب بودیم، مردم با چشمانی گریان اما با روحیه ای حماسی کف خیابان را به عنوان میدان انتخاب کردند.
یادداشت- این حضور عمومی خودبخود باید ابزاری فرهنگی را در خود نهفته داشته باشد و بهترین ابزار و مناسب ترین وسیله را می توان هنر قلمداد کرد که در این میان هنر موسیقی نسبت به سایر هنرها پیشگام شده است و آن هم به واسطه ی آهنگ ها و رجز خوانی های متعددی که در فحوای خود تقویت کننده روحیه حماسی هستند.
این آهنگ ها و رجز خوانی های حماسی که از طریق فضاهای مجازی به سرعت در حال انتشار هستند غالبا توسط مداحان اجرا شده و هما هنگ با اتفاقات روز هستند و فارغ از بحث کیفیت هنری ،هیجان مردمی را مضاعف نموده است و مخاطب با شنیدن این رجزخوانی ها امیدوار به آینده و مفتخر به گذشته ی خود می شود.
اما رجز چیست و چه کاربردی دارد؟
اساسا رجز و رجز خوانی بیشتر در ادبیات عرب جاری و ساری بود و اصل آن در لغت به معنای مرضی است که شتر به آن مبتلا میشود و بر اثر آن رانهایش در هنگام برخواستن به لرزه میافتد و کمی حرکت میکند و میایستد و مجدداً حرکت میکند و باز میایستد. اینکه این بیماری شتر چه ربطی به آهنگهای حماسی دارد شاید به دلیل وزن و ریتم شعری آن باشد که حرکت و سکون با آهنگی خاص و هیجانانگیز در کنار یکدیگر قرار گرفته اند .
در میانه اعراب رجز به خاطر سهولت و امکان تغییرات بر روی آن، آهنگ شعری توده مردم بوده و در موارد مختلفی همچون شکار، حفر چاه، هجاء، طلسم، بیان کرم، شجاعت، جوانمردی و… به کار گرفته میشد و بیشترین کاربرد آن در میدانهای نبرد بوده و در کنار سایر لوازم و مقدمات جنگ از واجبات جنگی بوده که عربها در میدان جنگ با آن خود را معرفی میکردند، حریف میطلبیدند و مهارت خود در جنگیدن، بیباکی، صبر و… را پیش از شروع جنگ و حتی بعد از شروع کارزار به همراه ضربههای شمشیر و نیزه به گوش دشمن میرسانند و سعی میکردند در دل دشمن ترس و وحشت اندازند و همزمان روحیه سلحشوری در لشکریان خودی را تقویت میک ردند و اساسا هر قهرمانی که به رجزخوانی می پرداخت به تعریف و تمجید گذشته های خود نیز می پرداخت و در این میان اگر قهرمانی با پیشینه قوی تری حاضر میشد به مراتب در رجز خوانی هم کم نمی آورد.
بارزترین نمونه رجز خوانی ها بر اساس لیاقت افراد را در واقعه کربلا میتوان مشاهده نمود به گونه ای که قهرمانان واقعه کربلا هر کدام به میدان میرفتند رجز هایشان با دیگری متفاوت بود .به عنوان نمونه غلامی سیاه چهره ای به میدان میرود و از آنجا که پیشینه ی آنچنانی را نتوانست برای خود بیان کند فقط به یک جمله اکتفا کرده بود و آن یک جمله همچنان برای شیعیان معتبر و حتی به کتیبه های بسیاری تبدیل شده است و آن هم امیری حسین و نعم الامیر بود.
در ادب فارسی نیز رجز خوانی و به رخ کشیدن شجاعت قهرمانان از زبان خود در حماسه های ملی به کرات دیده می شود که بهترین نمونههای آنرا در شاهنامه فردوسی میتوان خواند، و بر تمامی حماسههای بعد از خود اثری عمیق گذاشته است و این روند همچنان ادامه دارد.
رجزخوانی های امام علی در کتاب حماسی مجمع البحرین توسط اسیری اصفهانی در قرن دهم گردآوری شده و این کتاب بخش مهمی از آن به شرح دلاوریهای آن حضرت در جنگهای صدر اسلام اختصاص یافته که رجزخوانیهای امام علی و عمرو بن عبدود پیش از آغاز جنگ تن به تن یادآور برخی ابیات شاهنامه نیز هست.
در دوران دفاع مقدس (جنگ ایران و عراق) آهنگهای حماسی صادق آهنگران علاوه بر پخش در تلویزیون ، به نوارهای کاست هم تبدیل شده بود و در همه منازل صدای آنها شنیده میشد و هیجان جنگ را با خود به ارمغان آورده بود.
در این روزها شاهد پخش و انتشار تراکت های موسیقایی حماسی بسیاری هستیم که توسط مداحان بسیاری در سراسر کشور تهیه و منتشر شده اندبرخی از آنها بازخوانی آهنگهای جنگ ایران و عراق هستند که در بطن خود با اشعار حماسی به تقویت روحیه سلحشوری ایرانیان پرداخته و با اقبال نیز مواجه شده اند.
برخی از این رجز خوانی ها با فرهنگ های فولکلور و قومیتی نیز منطبق شده بود نمونه بارز آن آهنگ حماسی دایه دایه وقته جنگه که در لرستان اجرا وبا اقبال تمام قومیت ها نیز در دهه فجر مواجه شده بود. اساسا اقوام لر روحیه حماسی بسیار بالایی دارند و این روحیه حماسی در آثار هنری نیز بروز داده شده اند به نحوی که موسیقی ماندگاری همچون دایه دایه اجرا و هم اکنون نیز بازخوانی می شود.
اسماعیل مجللی-پژوهشگر تعزیه
انتهای پیام/













ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰