تحریف؛ترور اعتماد

هر لحظه در دنیای پر همهمه امروز هزاران پیام، تصویر و روایت به ذهن و روان مردم تزریق می شود، تصاویر به سرعت تکثیر می شوند و بمباران کلمات زمانی برای فکر کردن را به مخاطب نمی دهد، کلیدواژه ها یکی یکی خلق می شوند و این مخاطبان هستند که در مقابل ویترین خوش نقشی از تحریف می ایستند.

یادداشت-الهام بابایی-امروزه در جهانی زندگی می ‌کنیم که هر پیام، سلاحی برای جنگ حقیقت هاست بنابراین رسانه‌ ای که واقعیت را تکه ‌تکه و در قالب یک بسته‌ بندی تحریف شده به مخاطب عرضه می ‌کند، ذهن جامعه را زخمی، آرامش روان را خدشه‌دار و سرمایه اجتماعی را تضعیف می ‌سازد.هجوم رسانه و رسانه ای ها همزمان با تبدیل دنیا به یک دهکده جهانی افزیش یافته است، روایت ها دیگر در کنج خانه و پستوی ذهن خاک نمی خورند، سرعت دسترسی به روایت های متعدد به دقیقه رسیده است و در عصر انفجار اطلاعات، رسانه ‌های زرد و سیاه با تحریف آگاهانه‌ واقعیت، نه تنها به شعور مخاطب توهین می ‌کنند، بلکه امنیت روانی جامعه را نیز تهدید کرده و از اعتماد را از دل مردم، می‌ ربایند.

در چنین شرایطی، روایت ‌سازی صحیح و اخلاق‌ مدارانه، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت استراتژیک و اخلاقی برای حفظ آرامش، انسجام اجتماعی و ارتقای آگاهی عمومی محسوب می‌شود و تعهد، به ‌مثابه چراغی در تنگنای تاریک تحریف و هیاهو عمل می‌کند بنابراین رسانه ‌ها بیش از هر زمان دیگری باید نقش راویان حقیقت را بر عهده داشته باشند.

در دورانی که هزاران تریبون در دالان دلارهای انگلیسی و آمریکایی فعال شده است و اظهارات عریان و وقیحانه، روح و روان مردم را ترور می کند، رسانه های حقیقت گرا در نبردی تمام عیار، چراغ حقیقت را روشن نگه می دارند و سرباز خط مقدم مقابله با جنگ روانی و بنگاه های دروغ پراکنی می شوند، هر روز باید چراغی برافروخت تا پروپاگاندای رسانه دشمن در سایه آن هویدا شود اما آنچه مهم، این است که چگونه باید فرق میان تحلیل و تحریف، فهم و فریب، هیاهو و حقیقت را جامعه نشان داد، چطور دست رسانه نماها را رو کرد و در نهایت حقانیت یک سکوت را بر هجمه های یک فریاد ثابت نمود؟

روایت درست بدهکار جریان قدرت نیست

پایبندی به حقیقت، تحلیل به جای تحریک، شفافیت، اخلاق مداری و مردم مداری از جمله ویژگی های روایت‌سازی درست و مسئولانه به شمار می رود که اصول غیر قابل معامله در روایت حرفه ای واقعیت هستند.رسانه های متعهد، واقعیت را قربانی هیجان یا منفعت نمی‌کنند، به دور از احساسات زودگذر، در راستای پرورش و تقویت قدرت تفکر و تحلیل گرانه مخاطب گام بر می دارند و اعتماد مخاطب را به عنوان ارزشمندترین دارایی هر رسانه حفظ می کنند.روایت درست، به هیچ جریان قدرتی بدهکار نیست و رسانه های متعهد تنها به مردم و حقیقت وفادار می مانند چراکه واقف هستند پیامدهای روایت ‌سازی غلط یا مغرضانه، برجسته ‌سازی گزینشی واقعیت یا انتشار اخبار تحریف‌ شده، پیامدهای سنگینی بر جامعه تحمیل خواهد کرد.

افزایش اضطراب و ناامنی روانی در جامعه، تضعیف سرمایه اجتماعی و بی‌اعتمادی به نهادهای رسمی، افزایش گسست اجتماعی و دامن زدن به قطبی ‌سازی، کاهش قدرت تحلیل مردم و جایگزینی احساسات سطحی به‌ جای تفکر عمیق از دیگر پیامدهای خبرپراکنی به دور از تعقل است که در این شرایط رسانه ها نه یک ابزار اطلاع رسانی بلکه به سلاح‌ های جنگ روانی‌ تبدیل می شوند.

نقش رسانه ‌ها در امیدآفرینی و تقویت انسجام ملی کلیدی و حیاتی است بنابراین باید همانند قرارگاه‌ های امیدآفرینی و روشنگری عمل کنند تا روایت‌ های تحریف‌ شده دشمن، افکار عمومی را تحت تاثیر قرار ندهد.در اهمیت کار رسانه همین بس که، آنچه مردم از جهان می ‌فهمند از طریق روایت‌ رسانه هاست بنابراین روایت درست با تکیه بر صداقت، دقت و تحلیل عمیق، سبب ارتقای سواد رسانه ‌ای جامعه می‌شود و روایت‌ های تحریف‌شده، احساسی و هیجانی، جامعه را به سمت واکنش‌ های کور و بی‌اعتماد سوق می ‌دهد.بی تعارف امروزه جنگ روایت ‌ها شکل گرفته و ذهن مخاطبان در هر دوی سوی جنگ به گروگان گرفته می شود اما پیروز میدان، رسانه ای است که پدافند فرهنگی و روانی ملت شود و با اطلاع از روش های اغناع سازی مخاطب، تک و پاتک رسانه ای و تحلیلی را روانه دشمن سازد.

روایت‌ سازی حرفه‌ ای، سنگ ‌بنای امنیت رسانه ‌ای

در میان میلیون ها محتوای خبری و رسانه ای جهان امروز، بازسازی اعتماد عمومی از دل روایت های صادقه نشات می گیرد بنابراین صداقت با مخاطب اصل غیرقابل معامله در تولید محتوا به شما می رود که باید آن را با رواست سازی حرفه ای درآمیخت تا محصول نهایی بسته ای باورپذیر و ماندگار باشد.اما روایت سازی صحیح را چگونه می توان انجام داد تا علاوه بر انعکاس واقعیت، زوایای پنهان موضوع به مخاطب فهمانده شود و در نهایت او را به سمت نتیجه گیری منطقی، منصفانه و یک تصمیم گیری آگاهانه سوق داد؟

به نظر می رسد در گام نخست باید قرارگاه‌ رسانه ‌ای منسجمی تشکیل داد تا برای هماهنگی و جلوگیری از پراکندگی در روایت‌ های ملی و محلی فعال شود، در این قرارگاه باید خبرنگاران آموزش دیده و مانوس با تحقیق و تفکر را مستقر کرد تا با اطلاع از حرکات ایذایی رسانه های زرد و معاند، قدرت مانور خبری را برای خود حفظ کنند.همچنین نباید از اصل انتقاد و بیان مشکلات غافل شد، رسانه های حرفه ای باید علاوه بر تولید و توزیع روایت‌ های امیدبخش و واقع‌گرایانه، بزنگاه های حساس جامعه و تاب آوری فکری عموم را به خوبی بشناسند، به خوبی طرح موضوع کنند و روایت‌ های چندلایه و تحلیلی را برای تبیین مساله به کار بگیرند که این امر مهم باید با تمرکز بر بحران زدایی و بدون القای ترس صورت گیرد.

تولید سریع و دقیق روایت جایگزین برای مقابله فعال با شایعات و تحریف‌ ها یک هنر است که با رسانه چی های حرفه ای و البته ارتقای سواد رسانه ای جامعه به نتیجه مطلوب می رسد، چراکه مادامی جامعه برای تشخیص واقعیت و روایت‌ سازی جعلی آماده نباشد، اعتماد کم رنگ خواهد شد و شایعات اوج خواهد گرفت.

الفبای شناخت اخبار جعلی

تا اینجا به وظایف رسانه های متعهد در جلب اطمینان مخاطب و البته شاخص مهمتری به نام ” نگه داشت مخاطب ” اشاره شد اما نباید فراموش کرد شهروندان هم سمت دیگر این ماجرا هستند و ارتقای سواد رسانه ای آنها یک ضرورت است.شهروند آگاه باید بتواند اخبار تحریف شده و یا دروغ پراکنی ها را تشخیص دهد، قدرت تحلیل خود را به کار بگیرد و نکته مهمتر اینکه با دریافت هر مطلبی، آن را از روی هیجان و دست اول بودن برای دیگران نیز ارسال نکند.یک شهروند مسلح به سواد رسانه ای می داند ایجاد هیجان جزو اصلی ترین استراتژی های رسانه معاند در تولید محتوا است، آنچنان که خواننده و یا بیننده تشویق می شود مطلب به اصطلاح دست اول و داغ را برای دیگران ارسال کند تا از رقابتی که دشمن برای او در میدان طراحی کرده است جا نماند.

بنابراین یکی از روش هایی که باید به صحت یک خبر یا مطلب خبری شک کرد، برانگیختن احساسات قوی در مخاطب مانند خشم، ترس، ناامیدی و هیجان زیاد است پس اندکی تامل و مکث برای تصمیم در خصوص بازانتشار این مطلب، گام اصلی برای تقابل با روایت سازی جعلی محسوب می شود.توجه به منبع، گوینده و یا نویسنده مطلب نیز از توزیع مطالب جعلی جلوگیری خواهد کرد، اینکه مخاطب مطلب را از چه کانالی دریافت می کند؟ سایت رسمی خبرگزاری ها و پایگاه های اطلاع رسانی شناخته شده، رسانه های شناسنامه دار، مسوولان ملی و محلی؟ یا یک صفحه مجازی بدون شناخت و یا دسترسی به تولید کننده آن مطلب؟

در مواقعی نیز اصل موضوع واقعیت دارد اما متعلق به زمان و مکان دیگری است، همانند تصاویری که از کودکان گرسنه برخی نقاط جهان به کودکان عزیز سیستان و بلوچستان منتسب شد و روایت آنچنان احساساتی بود که مخاطب را وادار به بازنشر کرد در حالیکه با یک جستجوی ساده در موتورهای جستجوگرمی شد این زنجیره دروغ پراکنی را قطع کرد.

کلام آخر

دشمن تلاش می ‌کند با استفاده از نیروهای آموزش‌ دیده در جنگ روانی، جامعه ایران را دچار تردید و تفرقه کند که رسانه ‌های داخلی باید با هوشیاری و بدون توسل به اغراق یا دروغ، به بازتاب واقعیت و القای امید بپردازند.رسانه‌ ها باید با روایت‌ سازی درست، اجازه ندهند جریان ‌های معاند با انتشار شایعات، امنیت روانی جامعه را هدف قرار دهند و موجب ناامیدی و از هم گسیختگی روحی شهروندان شوند.همه ما در این نبرد رسانه ‌ای نقش داریم، چه به عنوان خبرنگار و کارشناس، چه به عنوان شهروند، هر تلفن همراه یک رسانه است و کمترین وظیفه هر فرد، جلوگیری از انتشار شایعات و اخبار بی ‌منبع در فضای مجازی است بنابراین امروز فضای رسانه ای کشور بیش از هر زمان دیگر به دروازه ‌بانی خبری هوشمندانه نیاز دارد.

روایت سازی درست واقعیت ها فاصله کوتاهی میان هیاهو و حقیقت است، افراد و رسانه هایی که دست به تحریف می زنند به آفت امنیت روانی جامعه تبدیل می شوند و دیوار اعتماد را لرزان می کنند، پس همانطور که کشور به پدافند نظامی و میدانی نیاز دارد پدافند رسانه ای برای محافظت روح و ذهن مردم نیاز است که سربازان این میدان فرهنگی و حتی سیاسی، همه ما هستیم، مردم ایران درهر نقش و قالبی.

#پیشرفت_ایران
#امیدلرستان
#امید_لرستان
انتهای پیام/