غرب ایران،رویای ناتمام گردشگری

گردشگری،صنعتی چندوجهی و محرک توسعه پایدار است که می‌تواند موتور رشد اقتصادی،اشتغال‌زایی و حفظ میراث فرهنگی باشد.

یادداشت اختصاصی- فاطمه سعادت راد-در این میان، استان‌های غربی ایران، از جمله همدان، کرمانشاه، کردستان، ایلام و لرستان، گنجینه‌ای از جاذبه‌های طبیعی، تاریخی و فرهنگی هستند که ظرفیت تبدیل شدن به قطب گردشگری کشور را دارند. وجود آثار ثبت جهانی مانند بیستون، اورامانات و غار علیصدر، در کنار میراث ملی بی‌شماری همچون قلعه فلک‌الافلاک، گنج‌نامه و آرامگاه بوعلی سینا، تاریخ و تمدنی غنی را به نمایش می‌گذارد. این مناطق نه‌تنها برای علاقه‌مندان به تاریخ و فرهنگ، بلکه برای طبیعت‌گردان نیز مقصدی بی‌نظیر هستند؛ کوهستان‌های سرسبز، رودخانه‌های خروشان و جنگل‌های بلوط، فرصت‌هایی بی‌بدیل برای کوه‌نوردی و بوم‌گردی فراهم می‌کنند. تنوع فرهنگی و قومی، با آداب و رسوم، موسیقی و غذاهای محلی منحصربه‌فرد، تجربه‌ای رویایی، متفاوت و جذاب برای گردشگران رقم می‌زند. ضمن آنکه موقعیت جغرافیایی خاص این منطقه با کشورهای همسایه، پتانسیل بالایی برای توسعه گردشگری فرامرزی ایجاد کرده است.

با وجود تمام این پتانسیل‌ها، توسعه گردشگری در غرب کشور با موانع متعددی روبرو است. ضعف زیرساخت‌ها، از جمله کمبود هتل‌های استاندارد و وضعیت نامناسب جاده‌ها، سفر به این مناطق را با دشواری همراه می‌سازد. از سوی دیگر، جاذبه‌های این منطقه به‌اندازه کافی در سطح ملی و بین‌المللی معرفی نشده‌اند و فقدان کمپین‌های تبلیغاتی مؤثر، باعث شده بسیاری از این گنجینه‌ها ناشناخته باقی بمانند. پراکندگی مدیریتی و نبود یک ساختار هماهنگ بین استان‌ها نیز مانع از هم‌افزایی ظرفیت‌ها و تعریف مسیرهای گردشگری مشترک شده است. علاوه بر این، برخی سیاست‌ گذاری‌های کلان مانند فیلترینگ شبکه‌های اجتماعی و موانع فرهنگی و قانونی برای جذب گردشگران خارجی، چالش‌های جدی در مسیر توسعه گردشگری بین‌المللی ایجاد کرده‌اند.

برای عبور از این موانع، نیاز به یک رویکرد جامع و هماهنگ است. باید یک «محور گردشگری غرب کشور» با مشارکت استان‌های همدان، کرمانشاه، کردستان، ایلام و لرستان تعریف شود تا هم‌افزایی ظرفیت‌ها و ایجاد مسیرهای گردشگری مشترک به وقوع بپیوندد. تقویت زیرساخت‌ها با مشارکت فعال بخش خصوصی و ارائه تسهیلات و مشوق‌های مالی به سرمایه‌گذاران، ضروری است. همچنین، رسانه‌ها با تولید محتوای جذاب و مستندهای تلویزیونی می‌توانند تصویر جدیدی از غرب ایران ارائه دهند و استفاده از ظرفیت شبکه‌های اجتماعی نیز می‌تواند به معرفی جاذبه‌های کمتر دیده‌شده کمک کند. آموزش و توانمندسازی جوامع محلی برای میزبانی حرفه‌ای، یکی از کلیدهای اصلی توسعه پایدار است. در نهایت، دولت و نهادهای ذی‌صلاح باید با اصلاح سیاست‌های فرهنگی و قانونی، موانع پیش‌رو را برطرف کنند. اکنون زمان آن رسیده که غرب ایران از حاشیه نقشه گردشگری ایران خارج شده و با برنامه‌ریزی دقیق، به یکی از قطب‌های اصلی گردشگری کشور تبدیل گردد؛ قطبی که نه‌تنها به رونق اقتصادی، بلکه به تقویت هویت فرهنگی و تعاملات اجتماعی نیز کمک خواهد کرد.

علاوه بر این، نباید از نقش حیاتی بخش خصوصی و سرمایه‌گذاران در این مسیر غافل شد. در شرایطی که منابع دولتی محدود هستند، ورود سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی می‌تواند زیرساخت‌های گردشگری را متحول کند و زمینه‌ساز رونق اقتصادی منطقه شود. فرصت‌های سرمایه‌گذاری در حوزه‌هایی مانند گردشگری سلامت، بوم‌گردی و گردشگری فرهنگی در این استان‌ها بی‌شمار است. برای مثال، طبیعت بکر و اقلیم مناسب غرب کشور، پتانسیل توسعه گردشگری سلامت را در بخش‌هایی مانند آب‌درمانی و طب سنتی فراهم کرده است. با این حال، موانعی همچون پیچیدگی‌های اداری، نبود ضمانت‌های قانونی کافی و فقدان اطلاعات شفاف از پروژه‌های قابل سرمایه‌گذاری، باعث شده بسیاری از سرمایه‌گذاران از ورود به این حوزه منصرف شوند. برای رفع این چالش‌ها، نهادهای دولتی و شهرداری‌ها باید نقش تسهیل‌گر فعال‌تری ایفا کنند، بسته‌های تشویقی ارائه دهند، بروکراسی اداری را کاهش دهند و حقوق سرمایه‌گذاران را تضمین کنند.

رسانه‌ها نیز به‌عنوان بازوی ارتباطی و فرهنگی جامعه، نقشی کلیدی در معرفی ظرفیت‌های گردشگری ایفا می‌کنند. در مناطق غربی ایران، که اغلب از توجه رسانه‌ای کمتری برخوردار بوده‌اند، این نقش می‌تواند به‌عنوان محرکی برای توسعه عمل کند. در حالی که رسانه‌های ملی تاکنون تمرکز بیشتری بر جاذبه‌های شناخته‌شده در مناطق مرکزی و شمالی داشته‌اند، رسانه‌های محلی به دلیل محدودیت‌های مالی و فنی، کمتر توانسته‌اند در سطح ملی اثرگذار باشند. این خلأ اطلاع‌رسانی موجب شده تا تصویر ذهنی گردشگران از این مناطق، ناقص یا کلیشه‌ای باقی بماند. برای جبران این کمبود، باید کمپین‌های تبلیغاتی منطقه‌ای با محوریت استان‌های غربی طراحی و اجرا شوند. این کمپین‌ها می‌توانند با همکاری رسانه‌های محلی، ادارات میراث فرهنگی و فعالان گردشگری، به تولید محتوای جذاب و هدفمند در شبکه‌های اجتماعی بپردازند و با استفاده از شعارهای بومی و روایت‌های محلی، حس تعلق و مشارکت عمومی را افزایش دهند.

در نهایت، موفقیت هر طرح توسعه‌ای در گرو مشارکت و توانمندسازی جوامع محلی است. جوامع محلی نقش کلیدی در موفقیت گردشگری پایدار دارند و آموزش‌های لازم برای میزبانی حرفه‌ای، ارائه خدمات گردشگری و حفظ میراث فرهنگی، باید به‌درستی به آن‌ها منتقل شود. حمایت از کسب‌وکارهای محلی، ترویج فرهنگ میزبانی و افزایش روحیه توریست‌ پذیری، می‌تواند مشارکت مردم را در این فرآیند افزایش داده و منافع اقتصادی را به‌صورت عادلانه‌تری توزیع کند. این امر مستلزم آن است که شهروندان علاوه بر مطالبه‌گری از مسئولان، مسئولانه و خردمندانه به حفظ محیط‌زیست مناطق خود بپردازند و تنها قائل به اقدامات دولت نباشند. اعتلای فرهنگ و بالا بردن سواد محیط‌زیستی، جمع‌آوری زباله‌ها و پرهیز از تخریب جنگل‌ها، می‌تواند بستر گردشگری را فراهم کرده و موجب رونق و توسعه آن در این استان‌ها شود. با این اقدامات، می‌توان به جایگاه مطلوب گردشگری دست یافت و از این ظرفیت‌های عظیم برای ایجاد رفاه و توسعه پایدار بهره برد.

انتهای پیام/