«حمید ایزدپناه» میراث‌دار فرهنگ و هنر لرستان

«حمید ایزدپناه» الگویی برای مدیریت فرهنگی در ایران معاصر ارائه کرد،آثارش در موسیقی،زبان،تاریخ و مردم‌ شناسی همچنان مرجع پژوهشگران و الهام‌ بخش نسل‌های جوان است.

یادداشت-دکتر شیرزاد بسطامی- حمید ایزدپناه از معدود چهره‌هایی است که می‌توان او را هم‌زمان پژوهشگر، هنرمند و مدیر فرهنگی دانست؛ شخصیتی که زندگی‌اش نشان داد چگونه عشق به فرهنگ و پشتکار فردی می‌تواند به الگویی برای توسعه پایدار فرهنگی تبدیل شود. او در ۲۶ آبان ۱۳۱۱ در خرم‌آباد زاده شد و با وجود از دست دادن پدر در کودکی و دشواری‌های معیشتی، مسیر تحصیل و پژوهش را رها نکرد. ایزدپناه از همان آغاز استقلال فکری و روحیه انتقادی را در خود پرورش داد؛ ویژگی‌ای که بعدها در روش علمی او در ثبت میراث فرهنگی و نیز در نگاه اجتماعی و انسان‌گرایانه‌اش آشکار شد.

نخستین اثر علمی او با عنوان «فرهنگ واژه‌های لری» در ۱۳۴۵ منتشر شد؛ اثری که در ظاهر تنها گردآوری لغات بود اما در واقع نقطه عطفی در مکتوب‌سازی میراث شفاهی لرستان به شمار می‌آمد. ایزدپناه در این کتاب زبان را صرفاً وسیله ارتباط نمی‌دید، بلکه آن را حامل تاریخ و هویت قومی می‌دانست. او در پی آن بود که با ثبت واژه‌ها، جریان تحول زبان و ارتباط آن با زندگی اجتماعی مردم را آشکار کند. این اثر عملاً لرستان را وارد جریان مطالعات ایران‌شناسی کرد و نشان داد که زبان‌های محلی می‌توانند موضوعی جدی برای تحقیق علمی باشند.

در موسیقی نیز همان نگاه نظام‌مند و پژوهش‌محور را دنبال کرد. او از اوایل دهه ۴۰ با دقت و وسواس، آهنگ‌ها و ترانه‌های لری را گردآوری و نت‌نویسی کرد. انتشار کتاب «آهنگ‌ها و ترانه‌های لری» تنها گردآوری ساده نبود؛ بلکه نخستین تلاش برای تبدیل موسیقی شفاهی لرستان به میراث مکتوب محسوب می‌شد. ایزدپناه موسیقی را نه به‌عنوان سرگرمی یا هنر فردی، بلکه به‌مثابه متنی اجتماعی می‌دید. هر ریتم و هر ملودی برای او نشانه‌ای از آیین‌ها، روابط خانوادگی، باورهای مذهبی و حتی تاریخ جمعی مردم بود. چنین رویکردی او را در ردیف نخستین اتنوموزیکولوگ‌های ایران قرار داد و آثارش مرجع مهمی برای پژوهش‌های بعدی شد.

اهمیت ایزدپناه تنها در این نبود که موسیقی و زبان را ثبت کرد، بلکه توانست این میراث را به سطح نهادی ارتقا دهد. او به‌خوبی دریافته بود که فرهنگ اگر در قالب نهادهای آموزشی و پژوهشی سازمان‌دهی نشود، در معرض فراموشی خواهد بود. از همین رو، با تأسیس آموزشگاه‌های موسیقی و تشکیل گروه‌های لری، موسیقی محلی را از سطح شفاهی و پراکنده به جریان آموزشی و حرفه‌ای تبدیل کرد. بسیاری از هنرجویان او بعدها خود به مدرسان و اجراگران تبدیل شدند و این چرخه ماندگاری موسیقی لری را تضمین کرد.

گام مهم دیگر او در عرصه مدیریت فرهنگی، مرمت قلعه فلک‌الافلاک و تأسیس موزه شاپورخواست در ۱۳۵۶ بود. این اقدام فراتر از یک پروژه عمرانی یا موزه‌ داری ساده بود. ایزدپناه میراث ملموس و ناملموس را در کنار هم می‌دید و بر آن بود که تاریخ، هنر و مردم‌شناسی در یک فضای نهادی به نمایش گذاشته شوند. در واقع او در مقام مدیرکل فرهنگ و هنر لرستان توانست الگویی از مدیریت جامع فرهنگی را ارائه کند که در آن ثبت اسناد تاریخی، آثار باستانی و موسیقی محلی بخشی از یک کل واحد به شمار می‌آمد.

ویژگی بارز دیگر ایزدپناه، نگاه انسان‌گرایانه و تابوشکن او بود. در روزگاری که نواختن ساز یا خواندن ترانه‌های محلی گاه با تحقیر اجتماعی همراه بود، او آشکارا در برابر چنین نگرش‌هایی ایستاد. ایزدپناه کرامت هنرمندان و خنیاگران را هم‌پایه دیگر انسان‌ها می‌دانست و باور داشت که هنر حق طبیعی بشر است. در کودکی، هنگامی که خانواده‌اش کمانچه‌نوازی او را نمی‌پذیرفتند، با ساختن دوباره ساز و ادامه کار نشان داد که پایبندی به هنر می‌تواند از مرز محدودیت‌های اجتماعی فراتر رود. او هنر را نه فقط یک فعالیت زیباشناسانه، بلکه عرصه‌ای برای تحقق برابری و احترام انسانی می‌دید. این نگرش ریشه در آموزه‌های اخلاقی و قرآنی داشت و سبب شد که هنر در اندیشه او پیوندی ناگسستنی با کرامت انسانی پیدا کند.

کارنامه ایزدپناه تنها به موسیقی و زبان محدود نمی‌شود. او در زمینه تاریخ و مردم‌شناسی نیز آثار متعددی پدید آورد: «تاریخ لرستان»، «لرستان در گذرگاه زمان»، «کتیبه‌های لرستان»، «فرهنگ لکی» و «داستان‌ها و زبان‌ زدهای لری» نمونه‌هایی از پژوهش‌های میان‌رشته‌ای او هستند که تاریخ، زبان‌شناسی و مردم‌شناسی را در هم می‌آمیزند. این آثار نشان می‌دهد که نگاه او به فرهنگ همواره جامع و چندبعدی بود.

ایزدپناه بیش از چهارده سال در پاریس زندگی کرد و بخشی از تاریخ و فرهنگ ایران را در دانشگاه‌های فرانسه تدریس نمود. این حضور، فرصتی برای معرفی فرهنگ و موسیقی لرستان به جامعه علمی اروپا بود و در عین حال ارتباطات فرهنگی میان ایران و جهان را تقویت کرد. او با این فعالیت‌ها نشان داد که فرهنگ محلی می‌تواند زبان گفت‌وگو با جهان باشد و از سطح منطقه‌ای فراتر رود.

اگر بخواهیم جایگاه ایزدپناه را در یک مقیاس تطبیقی بسنجیم، او در ایران نقشی مشابه علی‌اکبر دهخدا در زبان و فرهنگ عامه یا صادق هدایت در گردآوری فولکلور ایفا کرد. همان‌گونه که دهخدا واژه‌ها را با هدف هویت‌بخشی ملی ثبت کرد، ایزدپناه نیز فرهنگ لری را به مثابه بخشی از هویت ایران مکتوب ساخت. و همان‌طور که هدایت افسانه‌ها و ترانه‌های عامیانه را برای شناخت روح جمعی ایرانیان گردآوری کرد، ایزدپناه با دقتی مردم‌شناسانه موسیقی و روایت‌های لری را حفظ نمود. در سطح جهانی نیز می‌توان او را هم‌سنگ پژوهشگرانی چون بلا بارتوک، موسیقی‌شناس مجارستانی، یا آلن لومکس، مردم‌نگار آمریکایی دانست؛ هر دو کسانی بودند که موسیقی بومی ملت خود را ثبت و آن را وارد ادبیات علمی جهان کردند. مقایسه این چهره‌ها نشان می‌دهد که کار ایزدپناه نه یک فعالیت فردی محلی، بلکه بخشی از یک جریان جهانی برای حفظ میراث بومی است.

در کنار همه این‌ها، فروتنی شخصی ایزدپناه نیز شایان توجه است. او اگرچه دفترهای شعری در اختیار داشت و آثارش در مطبوعات منتشر می‌شد، هرگز خود را شاعر معرفی نکرد. شعر برای او ابزاری تحلیلی بود؛ وسیله‌ای برای بازتاب دغدغه‌های اجتماعی و اخلاقی، نه بستری برای نمایش فردی. همین رویکرد نشان می‌دهد که هنر برای او همواره در خدمت شناخت جامعه و فرهنگ قرار داشت.

میراث ایزدپناه را می‌توان در سه اصل خلاصه کرد: نخست، ثبت علمی و نظام‌مند میراث فرهنگی؛ دوم، تبدیل این میراث به نهادهای آموزشی و فرهنگی و سوم، پاسداشت کرامت انسانی و اخلاق هنری. این سه اصل، نه تنها زندگی او را شکل داد، بلکه الگویی برای مدیریت فرهنگی در ایران معاصر ارائه کرد. آثارش در موسیقی، زبان، تاریخ و مردم‌شناسی همچنان مرجع پژوهشگران و الهام‌بخش نسل‌های جوان است.

ایزدپناه با زندگی و کارنامه‌اش نشان داد که فرهنگ محلی می‌تواند سرچشمه‌ای برای هویت ملی باشد و در عین حال قابلیت معرفی در سطح جهانی را داشته باشد. او در عمل ثابت کرد که پژوهش علمی، عمل فرهنگی و مدیریت هنری می‌توانند در کنار هم قرار گیرند و توسعه‌ای پایدار و انسانی را رقم بزنند. میراث او نه فقط برای لرستان بلکه برای ایران نمونه‌ای کم‌نظیر است؛ نمونه‌ای که یادآور می‌شود عشق، دانش و اخلاق اگر با هم جمع شوند، قادرند سرنوشت فرهنگی یک جامعه را دگرگون کنند.

انتهای پیام/