از تابو تا عادت؛داستان تلخ زنانه شدن سیگار!

زنانه شدن سیگار زخمی است که نه‌فقط بر جسم و روح زنان،که بر آینده جامعه نیز حک می‌شود.

یادداشت اختصاصی-فاطمه سعادت راد-این روزها صحنه‌ای که پیش‌تر نادر بود، عادی شده است؛ دختران و زنان جوانی که در خیابان‌ها، کافه‌ها، دانشگاه‌ها یا حتی محل کار، سیگار به دست گرفته و بی‌پروا دود را به آسمان می‌فرستند. قبح این رفتار فرو ریخته و زنانه شدن سیگار به واقعیتی تلخ بدل شده است. واقعیتی که ریشه‌هایش را باید در خلأهای فرهنگی، در غیبت آموزش‌های آگاهی‌بخش، و در زرق‌وبرق فریبنده سیگارهای طعم‌دار، سبک و الکترونیکی جست‌وجو کرد؛ محصولاتی که با بسته‌بندی‌های ظریف و اغواگر، مرز میان خطر و لذت را کمرنگ کرده‌اند.

اگر تا همین یک دهه پیش، کشیدن سیگار توسط زنان در ملأعام رفتاری خلاف عرف به حساب می‌آمد، امروز واردات گسترده سیگارهای شیرین و سبک این تابو را شکسته است. دختران و زنان، هم‌پای مردان، در خانه، دانشگاه یا محل کار به دود پناه می‌برند و این تصویر هر روز بیشتر عادی می‌شود. تحقیقات انجام‌شده در پایان سال ۱۴۰۰ نیز نشان می‌دهد که آمار مصرف دخانیات در کشور به‌طور نگران‌کننده‌ای رو به افزایش است؛ به‌ویژه در میان دختران و زنان ۱۵ تا ۳۰ سال، رشدی صددرصدی گزارش شده است. این یعنی ما با تغییر فرهنگی جدی روبه‌رو هستیم، تغییری که نمی‌توان آن را صرفاً به «انتخاب شخصی» فروکاست.

پژوهش‌ها عوامل گوناگونی را به‌عنوان ریشه‌های آغاز سیگار معرفی کرده‌اند: از مسائل بین‌فردی چون خانواده، دوستان و محیط‌های آموزشی گرفته تا مسائل درون‌فردی مانند اختلالات روانی و تنش‌های روحی؛ از تغییرات اجتماعی، الگو برداری و شرایط شغلی تا مسائل فرهنگی چون سطح سواد و نقش رسانه‌ها. این مجموعه نشان می‌دهد که زنانه شدن سیگار محصول بافتی پیچیده است؛ بافتی که هم فرد و هم جامعه در آن سهم دارند.

اما پیامدهای این روند بسیار عمیق‌تر از آن است که در ظاهر دیده می‌شود. بدن زنان بیش از مردان در برابر مضرات سیگار آسیب‌پذیر است: خطر ابتلا به سرطان‌ های گوناگون، بیماری‌های قلبی-عروقی و اختلالات تولیدمثلی در آنان بالاتر است. حتی متابولیسم نیکوتین در بدن زنان متفاوت است، به همین دلیل ترک سیگار برایشان دشوارتر و با علائم شدیدتری همراه است. این تنها به سلامت خود آنان محدود نمی‌شود؛ زنانی که در دوران بارداری سیگار می‌کشند، سلامت نسل‌های بعد را نیز تهدید می‌کنند. نوزادان کم‌وزن، کودکان با مشکلات تنفسی و حتی افزایش احتمال اعتیاد در آینده، میراث تلخ سیگار در دوران بارداری است. به بیان دیگر، زنانه شدن سیگار زخمی است که نه‌فقط بر جسم و روح زنان، که بر آینده جامعه نیز حک می‌شود.

با این همه، سیگار تنها یک ماده دخانی نیست؛در فرهنگ امروز، برای بسیاری از زنان به نماد استقلال و برابری نیز بدل شده است. همان‌قدر که سیگار در دست یک زن می‌تواند تصویر «قدرت» یا «خودمختاری» را القا کند، در همان حال زنجیری از وابستگی و آسیب است. صنایع دخانیات این تناقض را به‌خوبی دریافته‌اند. آن‌ها استقلال زنان را مصادره کرده و آن را در زرورق زیبای توانمند سازی پیچیده‌اند؛ اما در نهایت، آزادی را به وابستگی فروکاسته‌اند. این دوگانگی، زنانه شدن اعتیاد را به آینه‌ای تبدیل کرده است که تناقضات فرهنگی جوامع مدرن را منعکس می‌کند: از یک‌سو گسترش آزادی و استقلال زنان، و از سوی دیگر ظهور ابزارهای جدید کنترل و وابستگی، پنهان‌شده پشت واژه‌هایی فریبنده چون انتخاب، زیبایی و قدرت.

برای مقابله با این روند، نسخه‌های ساده‌ای همچون «ترک فردی» کافی نیست. نیاز به مداخلات ساختاری است؛ مداخلاتی که به جنسیتی بودن اعتیاد توجه کنند. باید استراتژی‌های فریبکارانه شرکت‌های دخانی برملا شود، باید کارزارهای عمومی با زبانی آگاه‌کننده و نه سرزنش‌گرانه طراحی شوند، و باید نابرابری‌های اجتماعی، فشارهای روانی و فشارهای فرهنگی که زنان را به سمت دخانیات سوق می‌دهد جدی گرفته شود. اگر چنین نباشد، خطر بازتولید انگ و سرزنش بر دوش زنان باقی خواهد ماند. در عین حال، لازم است عاملیت زنان نیز به رسمیت شناخته شود. دیدن آن‌ها صرفاً به‌عنوان قربانیان فریب، همان‌قدر اشتباه است که متهم کردنشان به بی‌مسئولیتی.

در نهایت، زنانه شدن سیگار چیزی فراتر از یک تغییر آماری در مصرف است. این روند، روایتی از نیروهای عمیق فرهنگی، اقتصادی و سیاسی است که در بطن جامعه جریان دارد. نشان می‌دهد چگونه صنایع خود را با تحولات جنسیتی هماهنگ می‌کنند، چگونه از آسیب‌پذیری‌های جسم و روان زنان سود می‌برند، و چگونه مفاهیم زیبایی و آزادی را به ابزاری برای اسارت بدل می‌سازند. اگر امروز این هشدار را جدی نگیریم، فردا نه‌تنها سلامت زنان، که آینده یک ملت در معرض تهدیدی جدی قرار خواهد گرفت.

انتهای پیام/