روایت ایثار پرستار لرستانی؛

از سنگر خدمت در روزهای جنگ تا افتخار پرستار نمونه کشور

روایتی از بانوی پرستار لرستانی که روزهای دشوار کرونا را با دلتنگی فرزندانش گذراند و در جنگ تحمیلی سنگر خدمت را رها نکرد.

به گزارش همای سعادت، پرستاری، روایت عشق و تعهد انسان‌هایی است که در دشوارترین لحظات زندگی، مرهم درد بیماران می‌شوند و با دستانی سرشار از مهر، امید را به قلب‌ها بازمی‌گردانند. پرستاران در روزهای آرام و لحظات بحرانی، سنگر خدمت به مردم را حفظ می‌کنند؛ از روزهای سخت همه‌گیری کرونا تا روزهای پرالتهاب جنگ، همواره پای عهد خود با سلامت و آرامش هم‌وطنانشان ایستاده‌اند.

خانم مریم دهقان، ۳۴ ساله پرستار از شهرستان الیگودرز در مراسم گرامیداشت روز پرستار که صبح پنجشنبه (۲۳مهر ۱۴۰۵) با حضور مسعود پزشکیان رئیس جمهور و محمدرضا ظفرقندی وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در محل سالن نورالرضا برگزار شد، به عنوان پرستار نمونه کشور انتخاب شد.

در ادامه، با این بانوی پرستار لرستانی درباره سال‌ها تجربه در حرفه پرستاری، لحظه‌های دشوار و شیرین خدمت و خاطراتی از نجات جان بیماران به گفت‌وگو می‌نشینیم:

پرستاری، ادامه راه حضرت زینب (س) در مسیر ایثار و انسانیت

«من شغل پرستاری را فقط در مراقبت از بیمار خلاصه نمی‌کنم؛ پرستاری برای من یعنی ایستادن در کنار انسان‌ها در سخت‌ترین لحظات زندگی‌شان. حضرت زینب (س) برای ما الگویی از صبر، استقامت، شجاعت و مسئولیت‌پذیری هستند و ما تلاش می‌کنیم با الهام از سیره ایشان، در مسیر خدمت به مردم قدم برداریم. افتخار می‌کنم که به‌عنوان یک پرستار ایرانی، در کنار همکارانم برای حفظ سلامت مردم کشورم تلاش می‌کنم؛ چراکه باور دارم سربلندی ایران در همین لحظه‌هایی است که با عشق و تعهد، مرهمی بر دردهای هم‌وطنانمان می‌شویم.»

روزهای سخت کرونا، دلتنگی مادرانه در مسیر خدمت

«دوران کرونا یکی از سخت‌ترین و در عین حال ماندگارترین روزهای زندگی من بود. در روزهایی که ترس از بیماری همه‌گیر شده بود و بسیاری نگران سلامتی خود و خانواده‌شان بودند، میدان خدمت را خالی نکردیم. سخت‌ترین بخش ماجرا برای من، دوری از فرزندانم بود؛ دلتنگی برای آغوششان و نگرانی از اینکه مبادا بیماری را به خانه ببرم. با این حال، وقتی به بیماران و خانواده‌هایی فکر می‌کردم که چشم‌انتظار بهبودی عزیزانشان بودند، با وجود تمام خستگی‌ها و دلتنگی‌ها به کارم ادامه می‌دادم. آن روزها به من آموخت که پرستاری فقط مراقبت از جسم بیمار نیست، بلکه گاهی باید از دلتنگی‌های خودت بگذری تا بتوانی مرهمی بر درد دیگران باشی.»

در میانه جنگ، استوار در سنگر خدمت و پناه همسر جانباز

«در روزهای جنگ هم مثل همیشه تلاش کردم در سنگر خدمت به مردم حضور داشته باشم؛ روزهایی که شرایط دشوارتر از همیشه بود و نیاز بیماران به مراقبت و آرامش، مسئولیت ما را سنگین‌تر می‌کرد. در همان روزها، در کنار مسئولیت حرفه‌ای‌ام، وظیفه مراقبت از همسر جانبازم را هم بر عهده داشتم. گاهی خستگی روزهای کاری با نگرانی‌های زندگی شخصی همراه می‌شود، اما عشق، صبر و احساس مسئولیت به من توان ادامه دادن می‌دهد. باور دارم خدمت به مردم و مراقبت عاشقانه از همسرم، هر دو جلوه‌هایی از همان روحیه ایثار و وفاداری هستند.»

شیرین‌ترین لحظه در اورژانس، بازگشت دوباره به زندگی

«یکی از لحظه‌هایی که همیشه برای من خوشحال‌کننده است، زمانی است که بیماری در بخش اورژانس با شرایط بحرانی مراجعه می‌کند و پس از انجام عملیات احیا، دوباره علائم حیاتی پیدا می‌کند. در آن لحظه، تمام خستگی و اضطرابی که در جریان کار تحمل کرده‌ایم، جایش را به شادی و امید می‌دهد. وقتی می‌بینم تلاش تیم درمان نتیجه داده و بیماری که تا چند لحظه قبل وضعیت پایداری نداشته، دوباره به زندگی برمی‌گردد، احساس وصف‌نشدنی دارم. برای من، هیچ چیز با دیدن بازگشت سلامتی و امید به زندگی یک انسان قابل مقایسه نیست؛ همین لحظه‌هاست که ارزش تمام سختی‌های این حرفه را برایم روشن می‌کند.»

رضایت الهی در لبخند بیمار عجین شده است

«توصیه من به جوانانی که وارد حرفه پرستاری می‌شوند، این است که در کنار دانش و مهارت تخصصی، خوش‌اخلاقی و صبوری را سرلوحه کار خود قرار دهند. بیمار در کنار درد جسمی، گاهی به یک لبخند، کلامی آرامش‌بخش و برخوردی مهربانانه نیاز دارد و همین رفتارهای به‌ظاهر ساده می‌تواند امید را در دل او زنده کند. من باور دارم پرستاری فرصتی برای خدمت به جامعه و گامی ارزشمند در مسیر رضایت الهی است. وقتی با نیت خیر به انسانی کمک می‌کنیم و از رنج او می‌کاهیم، در کنار انجام وظیفه حرفه‌ای، برای آخرت خود نیز توشه‌ای ارزشمند فراهم می‌کنیم.»

انتهای پیام/