جهاد خاموش یک پاسدار شهید
شهید دکتر پاسدار صیاد کمالی سالهای عمر خود را بیادعا در راه خدمت به مردم و یاری محرومان سپری کرد؛ مجاهدی که جهاد خاموشش سرانجام او را به قله بلند شهادت رساند.
به گزارش همای سعادت،برخی انسانها بیآنکه نامی از خود بر جای بگذارند، تاریخ را با عملشان مینویسند؛ بیسروصدا میآیند، عاشقانه خدمت میکنند و آنگاه که وقت رفتن میرسد، با خون خویش مهر تأیید بر اخلاصشان میزنند. شهید دکتر پاسدار صیاد کمالی از تبار همین مردان الهی بود؛ مردی که زندگیاش وقف مردم شد و شهادتش، سند صدق نیت و پاکی راهش.
این شهید والامقام حدود ۱۰ سال تمام، بیهیچ ادعا و چشمداشتی، در کنار محرومان و مستضعفان شهر خرمآباد و روستاهای اطراف ایستاد. او نهتنها پاسدار امنیت کشور بود، بلکه پاسدار حرمت انسانها، کرامت خانوادهها و امید کودکان یتیم نیز به شمار میرفت. برای او، خدمت به مردم عبادت بود و دستگیری از نیازمندان، راهی برای تقرب به خداوند.
در این سالها، هر جا که خانهای از نبود امکانات اولیه رنج میبرد، دستان او به یاری میآمد. ساخت حمام و سرویسهای بهداشتی برای خانوادههای محروم، تهیه و خرید مصالح ساختمانی برای منازل فرسوده و نیمهتمام، تنها بخشی از مجاهدتهای خاموش او بود؛ اقداماتی که شاید در ظاهر ساده به نظر برسد، اما برای خانوادههایی که سالها با محرومیت زیسته بودند، به معنای بازگشت عزت و آرامش بود.
اما میدان جهاد این شهید بزرگوار فقط در آجر و سیمان خلاصه نمیشد. دلش بیش از هر چیز برای ایتام و خانوادههای نیازمند میتپید. بارهاوبارها، در سکوت و بیهیاهو، اقدام به خرید دارو برای بیماران بیبضاعت کرد تا رنج بیماری، با رنج فقر درهم نیامیزد. در کنار آن، با تهیه اقلام خوراکی اساسی همچون برنج، مرغ و روغن، تلاش میکرد سفرههایی را زنده نگه دارد که شاید جز امید، چیزی بر آنها باقی نمانده بود.
در مناسبتهای مذهبی و ایام خاص، حضور او پررنگتر میشد. بیآنکه نامی از خود بر زبان بیاورد، بستههای معیشتی آماده میکرد و به دست خانوادههای نیازمند میرساند. لبخند کودکان یتیم، دعای مادران چشمانتظار و آرامش پدران شرمنده، پاداشی بود که او در این دنیاطلب میکرد و خداوند، پاداش نهایی را در لباس سرخ شهادت به او عطا کرد.
آخرین صحنه از این حیات پربرکت، گویاتر از هر سخنی است. طبق فاکتور موجود، تنها دو روز پیش از شهادت، این شهید عزیز مبلغ ۳۰ میلیون تومان صرف خرید ۱۵۰ کیلوگرم برنج کرد تا میان حدود ۲۲ خانواده نیازمند توزیع شود. گویی دلآگاهش میدانست که زمان پرواز نزدیک است و میخواست آخرین برگ دفتر زندگیاش نیز با نام محرومان امضا شود.
این روایت، به نقل از مسئول گروه جهادی شهید علی همتیفرد، تنها گوشهای از مجاهدتهای مردی است که عمر خود را در راه خدمت بیمنت به مردم سپری کرد.
او رفت، اما نه پایان یافت. نام و یاد شهید دکتر پاسدار صیاد کمالی در خانههای سادهای که باهمت او جان گرفت، در سفرههایی که به دست او رنگ گرفت و در دل کودکانی که با کمکش لبخند زدند، برای همیشه زنده خواهد ماند. شهادت او تنها فقدان یک پاسدار نبود؛ بلکه عروج انسانی بود که سالها در گمنامی، جهاد کرده بود.
اکنون، با قلبی اندوهگین اما سربلند، شهادت این خادم صادق و مجاهد فیسبیلالله را به پیشگاه حضرت ولیعصر (عج)، خانوادههای ایتام و نیازمندانی که سالها از مهر و حمایت او بهرهمند بودند و نیز به خانواده محترم و معزز آن شهید بزرگوار تسلیت عرض میکنیم.
بیتردید، راه این شهید عزیز ادامه دارد؛ چراکه خون او، مشعل خدمت و جهاد را در دل جوانان مؤمن و گروههای جهادی روشنتر از همیشه خواهد کرد.
سلام بر او، روزی که خدمت کرد، روزی که شهید شد و روزی که دوباره برانگیخته خواهد شد.
- Lavc58.54.100
انتهای پیام/














ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰