سیاست «نه شرقی نه غربی» در مبانی انقلاب اسلامی

یکی از اصلی ترین اصولی که در مبانی انقلاب اسلامی ایران در بدو انقلاب به صورت رسمی مطرح شد و کارگزارن نظام بر اجرای این اصل تاکید داشتند، پایبندی به شعار نه شرقی نه غربی،جمهوری اسلامی بود.به گونه ای دراتخاذ تصمیمات و صدور بخشنامه ها و دستورالعملهای مختلف سیاسی،اقتصادی، فرهنگی و…تاثیر این شعار را به خوبی می توان دید.

یادداشت-کیانوش معمر--قدرت های بین المللی در روزگاری نه چندان دور با حضور در مناطق مختلف به استثمار و استعمار ملت های جهان می پرداختند و با یک بلوک بندی جدید سیطره و نفوذ خود را اعمال می کردند و جهان را به دو بلوک شرق و غرب تقسیم کرده بودند. هر بلوک وظیفه داشت تا در برابر بلوک رقیب بیشترین منافع تجاری و امنیتی و اقتصادی را به دست آورد و بهترین روش برای اعمال این نفوذ، تسلط فرهنگی بر جوامع بود که در این یادداشت به آن اشاره می‌شود.

در این گیرو دار نظامی سیاسی درایران شکل می گیرد که خواستگاه بینشی آن متفاوت تر از هر دوره تاریخی دیگری بود.نظامی ایدئولوژیک محور که سیاست‌هایش نیز منطبق بر اصولی آسمانی بود و در اساس منادی و خواهان احیای قواعدی چون نفی سبیل و لا ضرار بود.بدان معنا که نه موافق ضرر زدن به دیگران است و نه ضرری می پذیرد و همچنین نه سلطه گر است و نه سلطه گری را از هر نوعی می پذیرد و آن انقلاب اسلامی بود که در سال ۱۳۵۷ با بنیه ای کاملا دینی شکل گرفت.

یکی از اصلی ترین اصولی که در مبانی انقلاب اسلامی ایران در بدو انقلاب به صورت رسمی مطرح شد و کارگزارن نظام بر اجرای این اصل تاکید داشتند،پایبندی به شعار نه شرقی  نه غربی،جمهوری اسلامی بود.به گونه ای دراتخاذ تصمیمات و صدور بخشنامه ها و دستورالعملهای مختلف سیاسی ، اقتصادی، فرهنگی و…تاثیر این شعار را به خوبی می توان دید.

آنچه در این یادداشت مطرح می شود؛بررسی چگونگی اجرای سیاست نه شرقی و نه غربی است.در ابتدا لازم است به چرایی این موضوع که امروزه  به ویژه در اذهان نسل جدید نقش بسته پاسخ دهیم و آن اینکه چرا جمهوری اسلامی ایران درروابط خود تعاملات لازم را با محور شرقی یعنی روسیه و چین حفظ کرده و اما صرفا با محوری غربی به ویژه آمریکا سر سازش ندارد.در پاسخ به این شبهه لازم است بطن شعار شکافته شود و آن اینکه در بند اول این شعارمبنایی ، هدف از رد شرق و غرب به معنای رد مکاتبی چون کمونیسم و لیبرالیسمی بود که در پی رقابشان در مناطق مختلف جهان به ویژه آسیای غربی هر کدام به دنبال گسترش حوزه نفوذ تفکری خود به منظور تاثیر بر جنبه های مختلف ملت ها از جمله وجه هویتی و فرهنگی آنها بودند و از قضا از هیچ کوششی هم دریغ ننمودند . پر واضح است که در این جدال دوگانه آن دو مکتب گاهی شاهد روی کارآمدن حکومتها و نظامهای سیاسی دست نشانده ای بودیم که در مسیر اشاعه و ترویج مکتب شرقی یعنی کمونیسم مانند عراق و یا مکتب غربی یعنی لیبرالیسم مانند ایران تلاش می کردند و در مجموع آموزه های این مکاتب در چینش قوانین و ساختار سیاسی کشورها با همان هدف نفوذ، ترسیم و ساخته می شد.

اما در بند دوم این شعار تاکید بر جمهوری اسلامی دارد که قائل به استقلال سیاسی و تفکری نظام جدید داشته است. تفکری که کاملا در تضاد با مکاتب شرقی و غربی است. چرا که  بینش اسلامی برگرفته از نگاهی خدامحورانه است و اما اصول منبعث در آن دو مکتب کاملا انسان محورانه و مادی گرایانه است.در نگاه اسلام گرایانه قطعا توجه به مستضعفین در هر گوشه جهان و استقلال در مدیریت سیاسی جزئی لاینفک از قانون اساسی  تعریف شده و در واقع نوع اعمال تصمیم در این بینش جهان شمول است .در حالی که در نگاه غربی و شرقی منفعت فردی و نهایتا ملی تقدم دارد بر هر نفع دیگری و اساسا اعتقادی بر مبانی اخلاقی و دینی وجود ندارد و بدون تردید علت اصلی خصومت سردمداران غرب و شرق با مبانی جمهوری اسلامی ایران ترس از اشاعه و ترویج فرهنگ و مکتب اسلامی با محوریت و مدیریت ایرانی بود که صددرصد با بنیه و شاکله آن دو مکتب در تعارض بود و منافع آنان را به مخاطره انداخته بود و به مصداق آن می توان به تجهیز همه جانبه دشمن بعثی علیه ایران اسلامی در هشت سال دفاع مقدس اشاره کرد.

نکته پایان اینکه همزمان با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروری و اضمحلال تفکر کمونیستی شرقی راه برقراری ارتباط بیشتر با این حوزه جغرافیایی هموارتر شده و از طرفی نباید فراموش کرد که استدلال و منظور از سیاست نه شرقی و نه غربی بلکه جمهوری اسلامی صرفا عدم پذیرش مدیریت سیاسی کشور بر اساس اصول این دو بینش بوده و به نوعی رهایی از یوغ دست نشاندگی سردمداران شرق و غرب می باشد و قطعا در دکترین سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران مسیر گفت و گو و تعامل با همه کشورها با حفظ استقلال رای در تصمیم گیری و صیانت از منافع ملی همواره وجود داشته و دارد.سیاستی که قبل از انقلاب معطوف به وابستگی به این دو جریان فکری شرق و اما بیشتر غرب بود و اینک جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک آلترناتیو جدید با بهره گیری از بینش اسلامی داعیه آن را دارد که بدون نیاز به وابستگی به آن دو ، خود بهترین تصمیمات را اعمال خواهد کرد.

سردبیر همای سعادت

انتهای پیام/