یکپارچگی حسی(SI) در دانش آموزان دارای نقص توجه

اختلال کم توجهی بیش فعالی،از شایع ترین اختلالات عصبی تکاملی است که با ناتوانی در توجه پایدار، تکانش گری و بیش فعالی همراه است.

یاددااشت-یکپارچگی حسی فرایندی عصب شناختی است که طی آن درون دادهای حسی که شخص از محیط و بدن خود دریافت می کند، سازماندهی شده و استفاده مؤثر از بدن در محیط را ممکن می سازد.

مقدمه:
یکی از اختلالات شایع دوران کودکی اختلال نقص توجه بیش فعالی است که سبب شناسی آن بر پایه عوامل زیستی قرار گرفته است.نه تنها بر کارکرد فرد در جنبه های مختلف بلکه بر خانواده و اعضای آن نیز اثرگذار می باشد و میزان شیوع آن ۳ تا ۷ درصد است (علی زاده).این اختلال شایع با سه نشانه اصلی نقص توجه،فراخنای توجه کوتاه به طور تقریبی معادل یک سوم همسالان بیش فعالی، بی قراری، آرام نگرفتن و مشکل در یک جا نشستن که آشکارترین ویژگی رفتاری این کودکان است و تکانش گری عمل قبل از تفکر ضعف در برنامه ریزی و پایین بودن تحمل ناکامی توصیف می شود که به طور اساسی قبل از ۷ سالگی قابل تشخیص است.

همچنین یکپارچگی حسی به پردازشی اطلاق می گردد که اطلاعات آن از راه چشم ها، گوش ها، پوست، عضلات، مفاصل، دهان، بینی و حس تعادل به مغز منتقل می شود. این پردازش در سیستم های حسی مختلط انجام می شود. یکپارچگی حسی پایه و اساسی برای رفتارها و یادگیری بسیار پیچیده است. گاهی در برخی از افراد یکپارچگی حسی به نحو مؤثر و صحیحی رشد نمی کند. در چنین حالاتی مشکلاتی در زمینه یادگیری، رشد و رفتار حاصل خواهد شد. لذا اختلال یا بدی عملکرد یکپارچگی حسی، یک اختلال عصب شناختی است که ناشی از ناتوانی مغز در یکپارچه کردن اطلاعات مشخص دریافت شده از پنج دستگاه حسی پایه می باشد. وجود اختلال یکپارچگی حسی نوعاً در خردسالان کشف می شود، هنگامی که پردازش در این کودکان مختل می شود، مشکلات متعددی دریادگیری، رشد یا رفتار آشکار می شود.با توجه به اهمیت یکپارچگی حسی بر روند تکامل عصبی درکودکان دارای نقص توجه، مطالعه حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان یکپارچگی حسی درکودکان مبتلا به نقص توجه صورت گرفته است.

نقص توجه:

در ویرایش پنجم راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی( (DSM اختلال کاستی توجه/ بیش فعالی با سه نشانه فراگیر کاستی توجه، بیش فعالی و تکانشگری تعریف شده است.در طبقه بندی آماری بیماری ها و مشکلات مرتبط با سلامتی، از عنوان اختلال فزون کنشی به جای اختلال کاستی توجه/ بیش فعالی برای نامیدن این اختلال استفاده می شود. همواره محققین حوزه های روانشناسی، عصب شناسی و تعلیم و تربیت به پژوهش در زمینه این اختلال علاقمند بوده اند. اختلال کاستی توجه و بیش فعالی از جمله اختلالات رفتاری است که نقش گفتار درونی در خود تنظیمی رفتار کودک مبتلا نشان داده شده است. بر اساس پژوهش های انجام شده، کودکان مبتلا به این اختلال، مشکلات قابل توجهی را به لحاظ آموزشی و افت تحصیلی مانند پائین بودن سطح نمرات، افزایش ردی و تکرار پایه تحصیلی و اخراج از مدرسه،نشان می دهند.

ارتباط بیش فعالی و نقص توجه:
بیش فعالی آشکارترین مشکل کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه بیش فعالی می باشد که در کودکان دارای این اختلال کارایی مغز در زمینه های متعدد مانند بیش فعالی با اشکال همراه است و اختلال در نیمکره راست و آسیب به آن عقده های پایه به دلیل رابطه بین کنترل حرکت های عضلانی و حرکتهای ارادی و همچنین قطعه پیشانی و پیش پیشانی مغز موجب کاهش فعالیت های حرکتی عمدی فرد و ابتلا به بیش فعالی می شود .

یکپارچگی حسی:
آیرس (۱۹۸۹) یکپارچگی حسی را فرآیندی عصب شناختی می داند که مغز اطلاعات حسی به دست آمده از بدن فرد و محیط را تفسیر و ساماندهی می کند و برای کاربرد مؤثر و مناسب بدن در محیط به کار می گیرد. رویکرد یکپارچگی حسی با فراهم نمودن فرصت هـایی بـرای کودکـان بـه منظور ارتقای کنترل درونداد حسی، تأکید ویژه ای بر درونداد وستیبولار، عمقی و لمسی دارد. درمانگر در حین مداخله، به تسهیل یک پاسخ انطباقی که کـودک به منظور یکپارچه نمودن اطلاعات حسی به آن نیاز دارد، می پردازد.

مداخله بر اساس یکپارچگی حسی:

اختلال پردازش حسی؛ که با نام های اختلال تنظیم حسی، اختلال یکپارچگی حسی و اختلال بدکارکردی حسی هم شناخته میشود) میتواند شرایطی تعریف شود که در آن یک یا چند فرآیند یکپارچگی حسی به خوبی عمل نمیکنند یا تغییر مییابند و این منجر به رفتار یا پاسخ حرکتی غیر تطبیقی یا نامناسب می شود. درمان یکپارچگی حسی، شیوه ای درمانی است که توسط کاردرمانگران اغلب به منظور بهبود پردازش حسی، در کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم به کار گرفته میشود. درمان یکپارچگی حسی فرایندی عصب شناختی می باشد که مستلزم سازماندهی احساسات از گیرنده های اصلی و کلیدی برای استفاده در فعالیت های روزمره است. پردازش حسی را سازماندهی عصبی اطلاعات حسی جهت انجام رفتار عملکردی تعریف کرده اند.

مکانیسم عمل یکپارچگی حسی:
در رویکرد یکپارچگی حسی حرکتی از حس های دهلیزی و عمقی به صورت ترکیبی از هر دو حس استفاده می شود. به دو دلیل از حس های دهلیزی و عمقی به صورت منفرد استفاده نمی شود : ۱- برای این که سیستم لابیرنتی و درون دادهای آن خود یک نوع تخصصی شده از درون دادهای مربوط به حس عمقی است و ۲- آن که در بسیاری از ارزیابی هایی که کار درمانگران در کلینیک ها انجام می دهند به طور دقیق آنها را قادر نمی سازد تا بین نقشی که سیستم دهلیزی در عملکردهای حرکتی دارد و نقشی که سیستم حس عمقی در این زمینه دارد تمییز قایل شوند .

نتیجه گیری:
کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه بیش فعالی در سازماندهی و تمرکز بر جزییات مشکل دارند که با بهبود نقص توجه و همچنین بیش فعالی آنها می توان کاهش رفتارهای تکانشی مبتلایان را نیز انتظار داشت. بر اساس نظریه آسیب مغزی در عملکرد نیمکره راست افراد مبتلا، نارسایی و اختلال وجود دارد. یکپارچگی حواس عمقی و دهلیزی بر عملکرد سطوح بالایی مغز که انجام فرایندهای عالی از جمله توجه را بر عهده دارند، تأثیر گذاشته و موجب بهبود ساماندهی حواس دریافتی کودکان از محیط اطراف و محرک ها می شود؛ به نحوی که جنبه های فضایی و زمانی درون دادهای حسی پردازش ،تفسیر مرتبط و تلفیق می شوند و مغز اطلاعات را انتخاب تقویت مهار و مقایسه نموده و در قالب یک الگوی منعطف و قابل تغییر یکپارچه می نماید . بنابراین موجب بهبود فرایند پاسخگویی این کودکان فقط به یک محرک و همچنین کنترل سایر محرک های محیطی می گردد که با رفع نقص توجه برخی ناتوانی های کودکان مبتلا در رفتارهای اجتماعی و پیشرفت تحصیلی هموار می شود و می تواند نتایج مثبت و قابل توجهی در زندگی روزمره آنها داشته باشد.

شهرزاد مرادی-آموزگار ابتدایی، ناحیه ۱ خرم آباد

انتهای پیام/