در سوگ دکتر رضا میرزایی؛مردی که دلش برای آب و آبادانی لرستان می‌تپید

غلامرضا مهرابی در یادداشتی در سوگ دکتر رضا میرزایی، مدیرعامل اسبق شرکت آب منطقه‌ای لرستان، از مردی نوشت که عمر خود را در مسیر دانش، مدیریت منابع آب و آبادانی لرستان سپری کرد.

یادداشت-غلامرضا مهرابی– بعضی خبرها را نمی‌توان به‌آسانی باور کرد؛ خبرهایی که پیش از آنکه به گوش برسند، بر دل آوار می‌شوند. درگذشت ناگهانی دکتر رضا میرزایی، از همان خبرهای تلخ بود؛ مردی که رفتنش، تنها فقدان یک مدیر باسابقه نیست، بلکه دریغ از حضور انسانی متخصص، دغدغه‌مند و دلبسته به سرزمین خویش است.

دکتر رضا میرزایی متولد سال ۱۳۴۴ در روستای گل‌گل سفلی پلدختر، از جمله فرزندان فرهیخته لرستان بود که دانش و تجربه را در مسیر شناخت و مدیریت منابع آب به کار گرفت. او پس از تحصیلات دانشگاهی در دانشگاه تهران و دانشگاه علوم و تحقیقات، در رشته زمین‌شناسی با گرایش منابع آب زیرزمینی به درجه دکتری رسید و سال‌ها در زمینه هیدرولوژی، تکتونیک و زمین‌شناسی لرستان پژوهش کرد.

مدیریت امور آب پلدختر و کوهدشت، مدیریت بهره‌برداری و توزیع آب استان، مشاوره اجرایی مدیرعامل شرکت آب منطقه‌ای لرستان و مدیریت گنجینه آب استان، بخشی از کارنامه حرفه‌ای اوست؛ کارنامه‌ای که مسئولیت مدیرعاملی شرکت آب منطقه‌ای لرستان در فاصله سال‌های ۱۳۹۵ تا ۱۳۹۹، از مهم‌ترین فرازهای آن به شمار می‌رود. تدریس دانشگاهی، پژوهش‌های تخصصی و آثار مکتوب، از جمله کتاب «گنجینه لرستان»، نیز بخشی از میراث علمی اوست.

اما رضامیرزایی را نمی‌شد تنها با عنوان‌ها و مسئولیت‌هایش شناخت. او از آن مدیرانی بود که فقط دلسوز نبودند؛ دلشان می‌سوخت. برای آب، برای توسعه لرستان و برای مردمی که انتظار داشتند ظرفیت‌های سرزمینشان به فرصتی برای آبادانی تبدیل شود.

آب برای او تنها موضوعی فنی در گزارش‌ها و جلسات نبود؛ با زندگی مردم، آینده کشاورزی و توسعه مناطق کمتر برخوردار پیوند داشت. شناخت میدانی از جغرافیا و مسائل لرستان، روحیه پیگیری و نگاه کارشناسی، از ویژگی‌هایی بود که او را در عرصه تخصصی خود به چهره‌ای شناخته‌شده تبدیل کرد. دغدغه‌اش این بود که منابع ارزشمند استان، با برنامه‌ریزی و مدیریت اصولی، به پشتوانه‌ای برای پیشرفت و رفاه مردم بدل شوند.

در کنار این وجه علمی و مدیریتی، او دلبسته طبیعت، کوهنوردی، ورزش و موسیقی محلی نیز بود؛ مردی که لرستان را نه فقط در نقشه‌ها و مطالعات زمین‌شناسی، بلکه در فرهنگ، مردم و ریشه‌هایش می‌شناخت. این پیوند با زادگاه، بخشی از هویت او بود؛ هویتی برخاسته از پلدختر، از تبار دیناروند و ایل شریف جودکی.

اکنون، با رفتن او، خانواده‌ای در سوگ عزیزی نشسته است، دوستان و همکارانی خاطراتش را مرور می‌کنند و پلدختر یکی از فرزندان فرهیخته خود را به یاد می‌آورد. برای آنان که او را می‌شناختند، جای خالی‌اش تنها با یک عنوان خالی نمی‌ماند؛ با خاطره گفت‌وگوها، تجربه‌ها، پیگیری‌ها و حضوری که دیگر تکرار نخواهد شد، معنا پیدا می‌کند.

روزگار، عنوان‌های مدیریتی را تغییر می‌دهد و میزهای مسئولیت را به دیگران می‌سپارد؛ اما آنچه از انسان باقی می‌ماند، حاصل سال‌هایی است که صرف دانایی، تلاش و خدمت کرده است. شاید همین است معنای ماندگاری: اینکه پس از رفتن، هنوز نامت با احترام بر زبان بیاید و خاطره‌ات در دل کسانی زنده بماند که روزی با تو هم‌مسیر بوده‌اند.

دکتر میرزایی رفت؛ اما بخشی از عمرش را در مسیر شناخت منابع آب و اندیشه آبادانی لرستان سپری کرد. مرگ، مجال ادامه این مسیر را از او گرفت، اما نمی‌تواند سال‌های دانش‌اندوزی، تجربه و تلاش یک عمر را از حافظه همکاران و مردم پاک کند.

بدرود، دکتر میرزایی؛ مردی که آب را می‌شناخت، لرستان را دوست داشت و دلش برای آبادانی این دیار می‌تپید.روانت شاد، یادت گرامی و نام نیکت ماندگار…

انتهای پیام/