آرامش در طوفان؛توکل به خدا در شرایط حساس

در شرایط حساس و موقعیت‌هایی که انسان با پیچیدگی‌ها،تهدیدها و اضطراب‌های گوناگون روبه‌رو می‌شود،پرسش از نقش ایمان و توکل به خدا بیش از پیش اهمیت می‌یابد.

یادداشت-محمدحسین صادقی-در واقع، یکی از بنیان‌های معرفت دینی آن است که انسان بداند «قدرت حقیقی» در جهان از آنِ خداوند است؛ چنان‌که قرآن کریم می‌فرماید:

وَ أَلْقَیْنا بَیْنَهُمُ الْعَداوَهَ وَ الْبَغْضاءَ إِلى‌ یَوْمِ الْقِیامَهِ کُلَّما أَوْقَدُوا ناراً لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللَّـهُ وَ یَسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَساداً وَ اللَّـهُ لا یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ:

یهودیان (به‌طعنه) گفتند: «دست خدا بسته است» دست‌های خودشان بسته باد، و نفرین بر آنان برای گفتارشان؛ بلکه دو دست او باز است (و) هر طور که بخواهد، (از خزانه‌ی غیبش) هزینه می‌کند. بی‌گمان آنچه از سوی پروردگارت بر تو نازل شده، بر طغیان و کفر بسیاری از آنان خواهد افزود. ما تا روز قیامت (نیز) میانشان دشمنی و کینه انداختیم. هرگاه آتشی (برای نابودی دین خدا) برافروزند، خدا خاموشش می‌کند. چرا که آنان برای (ایجاد) فساد در زمین می‌کوشند، و خدا فسادگران را دوست ندارد (و تلاششان را بی‌اثر می‌کند).

در آیات قرآن کریم وعده‌هایی روشن و امیدبخش بیان شده که نوع نگاه مؤمن را از اضطراب به اطمینان سوق می‌دهد. از جمله در آیه‌ای که گروهی از یهود به‌طعنه گفتند: «یدُاللّه مغلوله»؛ گویا قدرت الهی را محدود می‌انگاشتند. قرآن در پاسخی قاطع می‌فرماید:«غُلَّت أیدیهم بما قالوا و لُعنوا بما قالوا»؛یعنی دست خود آنان بسته باد و به‌سبب این سخن ناروا، از رحمت الهی دور می‌شوند. سپس حقیقت را آشکار می‌سازد:«بل یداه مبسوطتان»؛قدرت خداوند گسترده و نامحدود است و هرگونه که بخواهد از خزانه غیب خویش می‌بخشد.

در ادامه همین آیه، به یکی از زیباترین وعده‌های الهی اشاره می‌شود:
«کلما أوقدوا ناراً للحرب أطفأها اللّه»؛هر زمان که آتشی برای جنگ و فساد می‌افروزند، خداوند آن را خاموش می‌کند. این فراز بیانگر آن است که هر برنامه‌ریزی خصمانه و هر تلاشی برای نابودی حقیقت، اگرچه در ظاهر پرهیاهو باشد، در نهایت زیر سایه اراده الهی بی‌اثر می‌گردد. این وعده، نوعی آرامش درونی و نگاه توحیدی فعال به مؤمن می‌بخشد.

در عین حال، آموزه‌های دینی هرگز انسان را از به‌کارگیری عقل، احتیاط و تدبیر باز نمی‌دارند. همان قاعده معروف «احتیاط شرط عقل است» در امور مخاطره‌آمیز قابل انکار نیست. ایمان اصیل به معنای ترک تدبیر نیست؛ بلکه آنجاست که پس از انجام وظیفه و بهره‌گیری از عقل و امکانات، نتیجه را به خداوند تفویض کنیم و به حکمت او آرام بگیریم.

نکته مهم‌تر آن است که از قاعده لطف الهی نباید ناامید شد. گواه این مدعا قرآن کریم است که به‌صراحت می‌فرماید:«قُل لن یصیبَنا إلّا ما کتبَ اللّهُ لنا، هو مولانا»؛به ما هیچ آسیبی نمی‌رسد مگر آنچه خدا برای ما مقرر کرده است؛ زیرا او مولای ما و سرپرست ماست. این آیه، مؤمن را به نقطه‌ای از آرامش می‌رساند که درک کند همه آنچه رخ می‌دهد، نهایتاً برای او خیر و به‌نفع اوست.با این‌همه، انسان موجودی ضعیف است و در معرض ترس، اضطراب و لغزش قرار می‌گیرد؛ و همین نیاز دائمی به لطف و عنایت الهی است که بندگی را معنا می‌بخشد. مؤمن در سایه توکل، میان تدبیر عقلانی و آرامش قلبی جمع می‌کند و اطمینان دارد که «مولای او» هرگز او را رها نخواهد کرد.

عضو هیأت علمی آموزش الهیات و معارف دانشگاه فرهنگیان لرستان

انتهای پیام/