جوش زندگی با شعله مهارت؛روایت پسری که امید را به دل مادرش بازگرداند
آموزشهای فنی و حرفهای،دری است به زندگیای که میتوان با دستان خود ساخت.
یادداشت-پدر که رفت، همه چیز عوض شد..بار زندگی، یکباره افتاد روی دوش من. من ماندم و مادری با چشمهایی خسته، اما قلبی پر از مهر.
هیچوقت طاقت نداشتم اشکهای بیصدایش را ببینم، یا صدای آههای شبانهاش را که میخواست نشنوم.میدانستم باید کاری بکنم. باید مرد خانه میشدم… اما نه فقط با حرف، با عمل.
مدرک دیپلمم هیچ کاری برایم نکرد. دنبال راهی بودم که هم سریع، هم واقعی باشد…تا اینکه با آموزشهای فنی و حرفهای آشنا شدم. دوره جوشکاری صنعتی با گاز آرگون و CO₂ را انتخاب کردم؛ سخت بود، داغ بود، اما آینده را روشن میکرد.
هر روز که از کارگاه برمیگشتم، مادرم منتظرم بود. نگاهش فرق کرده بود، امید توی چشمهاش برگشته بود.وقتی گواهینامه مهارتم را گرفتم و اولین قرارداد کاری را امضا کردم، مادرم اشک شوق ریخت… همان مادری که سالها بود فقط بغض داشت.
حالا در یک شرکت صنعتی جوشکار حرفهای هستم. حقوق دارم، بیمه دارم، احترام دارم و مهمتر از همه: مادرم دیگر نگران نیست. با غرور به من نگاه میکند و میگوید: «پسرم مرد شد، پشتم شد، امیدم شد.»
برای بسیاری از جوانان، مهارت فقط مسیر شغل نیست؛ مسیری است برای نجات، برای عزت، برای التیام قلب یک مادر.
انتهای پیام/













ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰