دل‌نوشته عضو هیئت علمی دانشگاه لرستان در سوگ «رهبر شهید»

در آیین سوگواری دانشگاهیان لرستان برای «رهبر شهید»،عضو هیئت علمی گروه آموزشی جغرافیای دانشگاه لرستان، دل‌نوشته خود را قرائت کرد.

دل نوشته-در آیین سوگواری دانشگاهیان استان لرستان، دکتر حوریه مرادی، عضو هیئت علمی گروه آموزشی جغرافیا دانشگاه لرستان، دلنوشته‌ی خود برای آقای شهید ایران را قرائت کرد.

متن دلنوشته:

بسم الله الرحمن الرحیم

﴿بَقِیَّهُ اللَّهِ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ﴾

«السلام علیک یا بقیه الله فی أرضه.»

و سلام بر یاران مهدی، گنجینه نبردهای آخرالزمان آنانی که مأمورند جهان را برای عدل و نور آماده کنند.این دلنوشته پاسخی است از دل ما به عهدی الهی، در زمانی که «منتظر بودن» دیگر کافی نیست.

رهبر عزیزم سلام…
آقاجان، سید علی خامنه‌ای…
ای فرزند زهرا…

چه بنویسم برای تو؟با کدام واژه، غربت این دل را روایت کنم؟
مگر می‌شود دلتنگی را در کلمات جای داد؟مگر می‌شود از مردی نوشت که سال‌هاست قامتش، ستون خیمه‌ی این امت شده است؟مگر می­‌شود از آقایی نوشت که شهید رمضان بود و در شب قدر خونین کفن با نوزادی ۱۴ ماهه به دیدار مولایش شتافت.

ای سلاله حسین خودت بگو

چه کردی که خدا ۱۴۰۰ سال بعد بار دیگر عاشورا را با تو و خانواده تو برای جهانیان به تصویر کشید.مگر میشود به این مقام غبطه نخورد!

ای سید عزیز….خون تو، ایران را گلگون کرد و تنگه هرمز، پاسدار یاد و راه تو شد.

آقاجان….خون تو، منتظران جهان را بیدار کرد و به فرمایش جدت علی ابن الحسین تو می توانی مصداق برترین مردم زمانه خود باشی:

مردم دوران غیبت [امام مهدی] که به امامت او معتقد باشند و در انتظار ظهورش بمانند، برترین مردم همه زمان‌ها هستند؛ زیرا خداوند به آنان عقل، فهم و معرفتی عطا کرده که غیبت برایشان مانند مشاهده است.

آقاجان….

خداوند چرا تاریخ را چنین آفرید؟چرا حق، همیشه راهی هموار نداشت؟
چرا از هابیل تا نوح، از یحیی تا زکریا، از علی (ع) تا حسین (ع)، و فرزندان علی، راه حقیقت با رنج و غربت درآمیخت؟پاسخ را باید در قرآن جست؛ آنجا که خداوند فرمود:

﴿أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَکُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا یُفْتَنُونَ﴾

آیا مردم گمان کرده‌اند همین که گفتند ایمان آوردیم، رها می‌شوند و آزموده نخواهند شد؟تاریخ، چیزی جز میدان امتحان نیست.هر عصر، عاشورای خویش را دارد.هر نسل، کربلای خویش را‌و هر انسان، باید تصمیم بگیرد در کدام سوی میدان خواهد ایستاد.آری، جهان هنوز در میانه عاشوراست…

گویی تاریخ، غربت را از مدینه آغاز کرد،در کربلا به خون نوشت،در خراسان به ودیعه سپرد‌و امروز، در دل‌های مؤمنان ادامه می‌دهد.جهان، غالباً حقیقت را دیر می‌شناسد؛نوح را دیر شناخت؛ابراهیم را دیر شناخت؛علی را دیر شناخت؛حسین را دیر شناخت؛و تاریخ، بارها ثابت کرده است که حق، پیش از آنکه پیروز شود، آزموده می‌شود.از همین رو، مؤمن، بیش از آنکه نگران نتیجه باشد، نگران وفاداری خویش به عهد الهی است.

او می‌داند وعده خدا تخلف‌ناپذیر است:﴿وَنُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّهً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ﴾

این وعده، تنها درباره گذشته نیست؛ افقی است که مؤمن، همواره پیش چشم دارد.از همین رو، انتظار، امیدی بی‌پایه نیست؛ امیدی است که بر وعده الهی استوار است.

در روایات آمده است که برترین اعمال امت، انتظار فرج است؛ زیرا انتظار، اگر حقیقی باشد، انسان را به خودسازی، بصیرت، استقامت و خدمت به خلق فرا می‌خواند. و تاریخ زندگانی تو گواه می­دهد که تو ادامه دهنده راه حسین و در مسیر مولایت مهدی بودی. در زمانی که «منتظر بودن» را با خون خود و اهل بیتت ترسیم کردی… مِثْلِی لَا یُبَایِعُ مِثْلَهُ (کسی مثل من با کسی مثل یزید بیعت نخواهد کرد).

آقاجان…

ما نسل روزگاری هستیم که فتنه را دیده‌ایم، تحریم را چشیده‌ایم، تهدید را شنیده‌ایم؛ اما در میان همه‌ی این طوفان‌ها، هر بار صدای آرام تو، دل‌های آشفته را به ساحل اطمینان رسانده است.

تو را نه فقط به عنوان یک رهبر، که به عنوان پدری مهربان، عالمی وارسته و سربازی خستگی‌ناپذیر در مسیر ولایت می‌شناسیم.اما ای سید عزیز…
می‌دانم که همه‌ی این سال‌ها، دلت جای دیگری بوده است…

تمام سخنرانی‌ها، تمام هشدارها، تمام لبخندها و تمام اشک‌ها، تنها یک مقصد داشته‌اند… خدا….مقصد: صاحب این پرچم…حضرت بقیهالله الأعظم، امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف.مگر نه اینکه تو بارها گفته‌ای:
این انقلاب، صاحب دارد…این کشتی، ناخدا دارد…و ما همه، امانت‌داران آن خورشید غایبیم.آقاجان…ای علمدار……

ما با تو عهد نبسته‌ایم که فقط در روزهای آرام کنارت باشیم.ما با تو پیمان بسته‌ایم؛پیمانی از جنس عاشورا…پیمانی از جنس «لبیک یا حسین«….
پیمانی که تا ظهور آخرین حجت خدا ادامه دارد.

عهد بسته‌ایم اگر دشمن، امیدمان را نشانه گرفت، امید را از قرآن بیاموزیم.
اگر ایمانمان را هدف گرفت، پشت سر ولایت بایستیم.اگر پرچم را نشانه رفت، جانمان را سپر پرچم کنیم و اگر روزی امام زمان علیه‌السلام ظهور کرد، شرمنده نباشیم که در روزگار غیبت، ولیّ او را تنها گذاشتیم.ای فرزند زهرا…

می‌دانیم که سنگینی این مسئولیت، چه شب‌هایی را از چشمانت ربوده است.می‌دانیم که هر تصمیم، هر نگرانی و هر دعا، برای عزت اسلام و امنیت این ملت بوده است.و ما، فرزندان این سرزمین، امروز در پیشگاه خداوند شهادت می‌دهیم که نعمت ولایت را می‌شناسیم و قدر آن را می‌دانیم.آقای ما…

ما در بدرقه پیکر پاکت از مصلای تهران تا حرم کریمه اهل بیت، از نجف تا کربلا و مشهد آمده‌ایم تا بگوییم:تا جان در بدن داریم، از راه قرآن جدا نخواهیم شد.از راه اهل‌بیت علیهم‌السلام جدا نخواهیم شد.از راه ولایت جدا نخواهیم شد.

و از آرمان ظهور حضرت ولی‌عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف دست نخواهیم کشید.خدایا…خدایا…ما را از آنان قرار ده که در هیاهوی زمانه، چراغ عقل را با نور ایمان خاموش نکنند.از آنان که عدالت را با منفعت معاوضه نکنند.از آنان که اگر روزگار، غربت را نصیبشان کرد، غربت را به بهای رها کردن حقیقت نخرند.

و از آنان که هر صبح، پیش از آنکه نام خود را بر زبان آورند، با دل خویش این دعا را زمزمه کنند:
«اللهم اجعلنا من أنصار ولیّک، و من الثابتین علی الحق، و من أهل الوفاء بالعهد».اللهم عجل لولیک الفرج، واجعلنا من خیر أنصاره و أعوانه، واحفظ قائدنا و مرجعنا، وأدم عز الإسلام والمسلمین.والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته.

انتهای پیام/