نقدها،حاشیه سازی ها و فرصت سوزی ها
نقد مؤثر،نقدی است که مردممحور،مستند،آیندهنگر و معطوف به اصلاح باشد؛نقدی که بهجای تخریب اشخاص،بر تحلیل روندها،سیاستها و پیامدها تمرکز کند و با ارائه راهحل،افق روشنی پیش روی جامعه بگشاید.
یادداشت- محمدعلی محبی-در شرایطی که استان لرستان بیش از هر زمان دیگری نیازمند همدلی، ثبات مدیریتی و تمرکز بر حل مسائل اساسی است، شکلگیری فضای نقد غیرمنصفانه و حاشیهساز، پیرامون استاندار بومی، بیش از آنکه به اصلاح امور بینجامد، به نوعی فرصتسوزی آشکار بدل میشود.
تجربه مدیریتی در سطح ملی و استانی نشان میدهد که استانداران، به ویژه در سال نخست مسئولیت، ناگزیر بخش قابل توجهی از توان خود را صرف ساماندهی ساختار اداری و جابجایی نیروها میکنند؛ امری اجتناب ناپذیر که مقدمه هرگونه اصلاح و تحول بعدی است.
فضای انتقادی این روزهای استان لرستان، بهویژه در حوزه نقد رسانهای، واکنش برخی سیاسیون و کنش گروهها و جناحهای سیاسی، با نوعی شتابزدگی و سطحینگری همراه شده است.
در بسیاری از موارد، نقدها نه بر پایه تحلیل عمیق و نگاه ساختاری، بلکه متأثر از واکنشهای احساسی و ملاحظات کوتاهمدت شکل میگیرد؛ امری که موجب تضعیف کارکرد واقعی نقددلسوزانه، در فرآیند اصلاح و توسعه میشود.
در چنین وضعیتی این برداشت تقویت می شود که بخش قابل توجهی از منتقدان، نقد را نه بهمثابه یک کنش حرفهای، بلکه بهعنوان ابزاری مقطعی برای تسویهحسابهای سیاسی، جناحی یا رسانهای به کار میگیرند. در این میان، فقدان آموزش نقد حرفهای، ضعف ادبیات تحلیلی و غلبه نگاه شخص محور بر نگاه مسئلهمحور، از آسیبهای جدی فضای نقد در استان به شمار میآید.
بیتردید، یکی از ریشههای این وضعیت را میتوان در فضای نسبتاً بسته رسانهای و محدودیتهای چند دهه گذشته در لرستان جستوجو کرد؛ فضایی که مجال تمرین نقد آزاد، مستدل و مسئولانه را از بسیاری از کنشگران فکری و رسانهای سلب کرده است.
با این حال، حتی در شرایط گشایش نسبی فضای رسانهای نیز، اگر نقد بر مدار انصاف، عقلانیت و حقیقتجویی استوار نباشد، نهتنها ثمربخش نخواهد بود، بلکه به بیاعتمادی عمومی و فرسایش سرمایه اجتماعی دامن خواهد زد.
نقد مؤثر، نقدی است که مردممحور، مستند، آیندهنگر و معطوف به اصلاح باشد؛ نقدی که بهجای تخریب اشخاص، بر تحلیل روندها، سیاستها و پیامدها تمرکز کند و با ارائه راهحل، افق روشنی پیش روی جامعه بگشاید.
در غیر این صورت، نقدهای عجولانه و کمعمق، هرچند پرصدا باشند؛ اما بیاثر، کماهمیت و فاقد ارزشگذاری واقعی خواهند بود.
اگر قرار است نقد در لرستان به جایگاه شایسته خود دست یابد، ضروری است که کنشگران رسانهای و سیاسی، اخلاق نقد، دانش تحلیل و مسئولیت اجتماعی خود را بازتعریف کنند. تنها در این صورت است که نقد میتواند از یک واکنش زودگذر، به ابزاری مؤثر برای آگاهیبخشی، اصلاح امور و تقویت منافع عمومی تبدیل شود.
نقد،زمانی ارزشمند و اثرگذار است که از سر دلسوزی،با نگاه کارشناسی و با هدف بهبود امور مطرح شود؛ نه آنکه به ابزاری برای تسویهحسابهای شخصی یا فشارهای زودهنگام سیاسی تبدیل گردد.
بیتردید استاندار، همچون هر مدیر دیگری، باید پاسخگوی عملکرد خود باشد، اما قضاوت شتابزده و ایجاد حاشیههای پیدرپی، پیش از آنکه فرصتی واقعی برای بروز نتایج مدیریتی فراهم کند، منافع عمومی را خدشه دار می کند!
امروز لرستان بیش از گذشته، نیازمند نقد آگاهانه، صبر اجتماعی و حمایت مبتنی بر عقلانیت است؛ مسیری که میتواند زمینهساز اصلاح واقعی و توسعه پایدار باشد.
نقدی که باعث تضعیف سرمایه مدیریتی استان شود و مدیریت استان را در گرداب حواشی و منازعات کمثمر، گرفتار کند نقد نیست بلکه پروسه تخریب توان مدیریتی و برباد دادن فرصت های لرستان ست!
دکترای علوم سیاسی
انتهای پیام/












ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰