درختی که با خون آبیاری شد
اسفندماهها، حوالی همین موقعها بود که نهالی مینشاند و آن را با عشق پدرانهاش آبیاری میکرد، آری، سید علی، آن معلمی که بارها از او آموختیم و پایان هر سال و این روزها هم درس زندگی دادن و جانبخشیدن میداد.
یادداشت-سمیرا عزیزی-تعلیم کاشت درختانی که نماد حیات و امید بودند و با رشد و بالندگی خود یادآور میشدند که با تلاش و فداکاری میشود بر تمام سختیها غلبه کنیم و آیندهای روشنتر بسازیم؛ این عادت و برنامه هر ساله او هیچوقت از یاد نرفت و پیر فرزانه ما در هر حال که بودند تکلیف خود را بهخوبی انجام میداد.
امسال هم روز درختکاری آمد و باز ایشان دست به کار شد اما نه با کاشت یک نهال بلکه با آبیاری درخت اسلام، آن هم با خون طهور خود و فرزندان پاکشان. درختی که قبلترها با دستان پر مِهر امام مهربانیها کاشته و در اعصار مختلف با خون مطهر شهدا آبیاری و معطر شده بود؛ این بار هم تشنه بود، برای همین سید امت، حسینوارانه خود و اولادشان را فداییاش ساخت.
آری، در تاریخ پرفراز و نشیب ایران عزیزمان، وقایع بسیاری وجود دارد که در حافظه جمعی ما ماندگار شده است و برای حفظ این کیان و انقلاب، خونهای زیادی جاری شده که پیام عشق به وطن، ایمان به خدا و فداکاری در راه آرمانها را فریاد میزنند اما این بار هم از قافله عشق نوبت مرشد معظممان شده بود که اهمال نکرد و ابراهیموار در آتش رفت.
این درخت تنومند و سرسبز که یادآور رشادتهای رستم و تهمینههاست از دل خاک ایران جان گرفته و عطر خون شاهدان را ارمغان دارد، مراقبت میخواهد و سیدعلی هم الحق و الانصاف آن را بهخوبی میدانست و واهمهای هم از جانفدایی نداشت.
امام شهید و شهدا برای حفظ خاک، ناموس و اعتقادات ما، جان خود را در طبق اخلاص نهادند و حال که طوفان بلا باریدن گرفته، امانتشان در دستان ماست و صد حیف اگر این راست قامت کمر خم کند.
امروز مدیون خونهایی هستیم که ایثار کردند و خدا کند پاسداران خوبی برای آنها باشیم…
انتهای پیام/













ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰