تریبون مقدس قانون گذاری را فدا نکنید
در میان نمایندگان استان لرستان هستند عده ای که سوراخ دعا را گم کرده و سورنا را از دهانه گشادش می دمند.نطق ها و تذکرهایی که هیچ رضای خدایی در آن نیست و بیش از آنکه در دفاع از حق باشد، منافع شخصی را هویدا می سازند.
یادداشت-سالهاست به عنوان خبرنگار مجلس شورای اسلامی شاهد نطق ها ،تذکرات و تکاپوی نمایندگان مجلس بوده و هستم .نمایندگانی که از اقصی نقاط کشور در یک مکان به عنوان مجلس شورای اسلامی گرد هم می آیند تا ناظران قانونی باشند که قرار است حقوق عامه ملت را احقاق نمایند. نمایندگانی که در تلاش و تکاپو برای مردمانی هستند که آنان را وکیل خویش در جایگاه سبز قرار داده اند.
سوای برخی نمایندگان که نه تنها اعتقاد بنده که عملکرد آنان نشان دهنده این است که هنوز نمی دانند کجا و برای چه کرسی های مجلس را اشغال کرده اند ؛هستند نمایندگانی که به معنای واقعی کلمه تمام توان و اختیار خود را برای خدمت به حوزه های استحفاظی شان به کار گرفته و می گیرند.همان مجامعی که ساعت ها قوانین مختلف را زیر رو می کنند تا در پس ماده ها و بندها راهی برای برون رفت استان هایشان از مشکلات گریبانگیر پیدا کنند و آن را چماقی بر سر وزارتخانه ها و سازمان ها نمایند و حق استان شان را بگیرند .
اما همواره در میان نمایندگان استان لرستان هستند عده ای که سوراخ دعا را گم کرده و سورنا را از دهانه گشادش می دمند.نطق ها و تذکرهایی که هیچ رضای خدایی در آن نیست و بیش از آنکه در دفاع از حق باشد، منافع شخصی را هویدا می سازند. چالش بزرگ لرستان همواره چیره شدن طایفه گرایی بر سایر شاخص های انتخاب است؛چالشی که کلاس و تراز استان را در مجامع عمومی و ملی بسیار تنزل داده و اصولا مسوولان بالا دستی با اینگونه ادبیات خارج از عارف و قاعده پارلمانی از سوی برخی نمایندگان عادت دارند و وقعی به آن نمی نهند .و این میراث شوم نه مختص امروز که از دیرباز با نام لرستان و لرستانی عجین شده است .
بسیاری از نمایندگان ادوار و حال این استان توان گرفتن حق لرستان را ندارند نه به واسطه نبود امکانات و اعتبارات بلکه به واسطه عدم توانمندی شان در دارا بودن سواد و توان پارلمانی …در حالی که همواره وزارتخانه ها و سازمان ها برای مجمع نمایندگان استان های دیگر باز است و وزرا برایشان وقت ویژه می گذارند ؛اصولا لرستان مجمع واحدی نداشته که بخواهد پیگیر یک مطالبه کلی باشد و هر کس ساز خود زده و تداخل آهنگ های نا موزون و ناهمخوان هم نتیجه ای جز بدبختی و فلاکت و فقر برای این استان پر از پتانسیل و منابع نداشته و ندارد.آنجا که باید تریبون حق طلبی و استمداد از دولت ها برای نگاه ویژه باشد ؛محلی برای تسویه حساب های شخصی و حزبی و باند بازی های مرسوم بوده است.
دیروز کلیپی منتشر شد از نماینده مردم خرم آباد در مجلس شورای اسلامی که در یک تذکر به رئیس جمهوری از ظلم و استبداد و دیکتاتوری سخن به میان آمده بود .در پس هر جمله جناب نماینده بی صبرانه منتطر بودم که عدم تأمین اعتبار راه آهن دورود-خرم آباد را از محل استجازات مقام معظم رهبری مطرح کند و چرایی اجرا نشدن را بداند و خطر بیکاری ۷۵۰ نیروی آن را فریاد بزند ،منتظر بودم از فلاکت و تورمی که مردم لرستان در پس تعطیلی کارخانجات گریبانگیر آن هستند را تذکر بدهد ،منتظر بودم از سدهای خشکیده مان بگوید و حقابه هایی که توان گرفتنش را از استان های بالادستی به واسطه داشتن نمایندگان قدرشان نداریم ،منتظر بودم از چهار خطه های ناقص مان بگویید که به اندازه یک میدان جنگ جوانان مان را به کام مرگ می فرستد،منتظر بودم از کلنگ های بر زمین خورده ای بگوید که جای شان خار روییده ،منتظر بودم از بلاتکلیفی پارسیلون بگوید و آنچنان که نهیب زنان از استاندار می گوید از استانی بگوید که مردانش به سختی روز شان را شب می کنند در حالی که امیدوارند فردا را نبینند که شرمنده زن و فرزندان شان نشوند و …
اما در پس آن تذکر حتی درک درستی از حق طلبی برای آن به اصطلاح خبرنگار مد نظر جناب نماینده را هم ندیدم …آنچه بود تسویه حساب شخصی بود از یک تریبون ملی ..البته که حق مان همین اتفاقاتی است که به جای تغییر و تحول در وضعیت اقتصادی و معیشتی مردمان این دیار باید تخریب و اختلاف و چند دستگی را ببینیم.
آنجا که باید منطقی و معقول رای بدهیم دچار هیجان و باندبازی و طایفه گرایی می شویم …آنجا که راه را برای آزمون و خطا کم تجربه ها و بی تجربه ها باز می کنیم ….آنجا که شایسته سالاری را قربانی فامیل بازی می کنیم …آنجا که نمی دانیم چه کسی را کی و کجا نماینده خویش کنیم …حق مان همین فضای متشنج و بیهوده ای است که دود آتش آن چشم خودمان را کور کرده و می کند …
کاش نقطه پایانی باشد در همین نزدیکی بر خود بینی ها و وسعت دیدمان را به بلندای یک استان گسترش دهیم حتی شما آقای استاندار مردم این دیار حق شان فدا شدن در دعوای سیاسیون نیست …
محدثه مقدم
انتهای پیام/












ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰