جدال سفره ایرانیان و رسانه بیگانگان
حکایت این روزهای ایران ما جدال نان است و تقابل آن با رسانه بیگانه.از یک سو به دلیل برخی سوء مدیریت ها سفره های نان و معیشت مردم کوچک شده و طبقات آسیب پذیر جامعه «به حق» ناراضی از وضع موجود و از سویی دیگر رسانه های بیگانه در این شرایط نه جنگی و نه صلح با انتشار محتواهای مغرضانه و هدفمند به دنبال گرفتن ماهی از آب گل آلود اند.
یادداشت اختصاصی- دکتر کیانوش معمر-تقابل این دو روایتگر یک تراژدی غم انگیز است.مردمی که کاری با سیاست ندارند و در عمل تولید و ارتقاء امنیت را در همه سطوح اعم از امنیت دفاعی و غذایی و اقتصادی و آموزشی و بهداشتی و… را لازمه زندگی خویش می دانند و اینک مطالبه گر اندک رفاه اجتماعی خود هستند و در عین حال برایشان حفظ تمامیت ارضی نیز در اولویت آنان قرار دارد و اما با تصمیمات غلط و آبکی برخی مدیران و تصمیم سازان نالایق مواجه شده اند که گویی خواسته یا ناخواسته گام در مسیر اهداف دشمنان این سرزمین برداشته و ازطرفی می توان گفت هر مدیر بی کفایتی که معیشت مردم را به مخاطره بیاندازد تفاوتی با دشمنان این ملت ندارد چرا که لازمه حفظ و ارتقاء امنیت ملی حفظ سرمایه های اجتماعی برای هر نوع نظام سیاسی با هر نوع مکتب و ایدئولوژی می باشد و در واقع فشار آوردن بر معیشت و زندگی یک ملت جزء به معنای هدر دادن سرمایه های اجتماعی نیست.
در سوی دیگر این تراژدی غم انگیز ، دشمنانی را می بینیم که در دو جنگ اقتصادی و رسانه ای سیطره خود را با انواع سیاست ها و تولید محتواهای تقطیع شده و نیمه واقعی و غیر واقعی و… به نمایش گذاشته و فشارها را در این شرایط حساس دوچندان کرده و در جنگ رسانه ای به گونه ای رفتار می کنند و محتوا تولید می کنند که اذهان را به سمت و سویی هدایت می کنند که گویی تنها ناجیان جامعه ایرانی اند و جالب آنکه در این سنگر خائنانه عده ای مزدور مروج و مبلغ آن هستند که مزد و مواجب خود را از همان بیگانگان می گیرند و تاسف انگیزتر آنکه عده ای نیز ناآگاهانه در مسیر خط دهی فکری آنان قرار گرفته وتولید محتوای اینگونه رسانه ها را با ترکیب و تلفیق دردهای کنونی جامعه ایرانی در هم می آمیزند و بدون تحلیل کارشناسانه ی داده ها و حقایق گام در مسیر دشمن بر میدارند که البته به نظر نگارنده مقصیرین اصلی این قشر از جامعه که عموما جوانان بالنده ی وطن می باشند، نیستند وآنان در پی کم کاری برخی رسانه های داخلی و گاها فشل با محتواهای دگم اندیشانه و سوءمدیریت های آن مدیران ناکارآمد و فسیل مغز و رانت خوار و باند باز باعث ایجاد وضع موجود شده اند و زحمت مولدین امنیت ملی را که همان نیروهای مسلح با شرف و کم توقع هستند بیشتر می کنند و با آن بی تدبیری ها نه تنها عامل تحریک دشمن برای طراحی حملات نظامی می شوند بلکه زمینه ایجاد فاصله مردم با مسئولین را فراهم می کنند. در نتیجه می طلبد تا در دل این انقلاب زخم خورده از آسیب های چندین دهه گذشته اما مقاوم و استوار ، انقلابی مدیریتی و هوشمندانه صورت پذیرد.
در عین حال باید توجه داشت هر آن کس که اندکی با مبانی علم سیاست و روابط بین الملل آشنایی داشته باشد به خوبی می داند که دشمن، دشمن است و هرگز قابل اعتماد نبوده و او چیزی جزء منافعش برایش مهم نیست. گواه این مطلب تحولات اخیر نظام بین الملل است که خود مبیّن این واقعیت بود که قدرت های بین المللی بر اساس نظریه توماس هابز عمل می کنند که در نظریه خود در کتاب معروفش«لویاتان-اژدهای هفت سر» بیان داشت: «انسان گرگ انسان است». و لاجرم چیزی به نام اخلاق محوری در سیاست از بیخ و بن برایشان بی معناست و آنچه مهم است جلوگیری از قدرت گیری قدرتهای نوظهور به هر قیمتی است چرا که کماکان باید کدخدای جهان باشند و بر آن عقیده اند که این قدرتهای نوظهور مانند ایران عزیز ما مانع از استعمارگری و تصاحب و چپاول منافع ملتهای شان می باشند و بنابراین بهترین راه مهار آنان را در گسترش فقر و بی هویتی و مسایل سوء فرهنگی و رواج ناهنجاری های اجتماعی و.. با ابزار نوین جنگ رسانه ای و جنگ اقتصادی مانند تحریم و ممانعت از برقراری ارتباطات دیپلماتیک و… با بهره گیری از شکافها و گسل های قومیتی و مذهبی و اقتصادی و…می دانند که حقیقتا در این خصوص کم نگذاشته اند و تبعات آن برای همگان ملموس است و نکته دیگر اینکه به عینه بی اعتباری سازمان های بین المللی مثلا مدعیان حقوق بشر را نیز دیدیم که عملا تصمیماتشان بسته به نقطه نظرات اربابانشان است و در واقع چیزی به نام حقوق بشر لفظی است خاموش و مرده که صرفا تشییع جنازه اش باقی مانده و اساسا هیچ سیاستمدار آگاهی نباید در این شرایط دلخوش به عملکرد این نهادهای بین المللی باشد.
آنچه در این یادداشت مهم است اینکه دولت کنونی و مسئولینی که بر اریکه ساختار قدرت در ایران تکیه داده اند باید صدای این ملت با هویت و تمدن ساز را به خوبی بشنوند که به نظر می رسد با توجه به اخبار رصد شده شنیده اند و حتما با رویکردی نو در تدوین قوانین بر اساس حفظ مصالح و منافع ملی و با در نظر گرفتن مردم به عنوان اولین و آخرین اولویت کاری شان بکوشند و نیک بدانند که این ملت اعم از انقلابی و غیر انقلابی،ارزشی و غیر ارزشی ، مخالف و موافق و از هر طیف فکری سیاسی که باشند علیرغم تمام زخم هایی که خورده اند هرگز در سنگر دشمن قرار نمی گیرند و جای هیچ نگرانی نیست که برای حفظ تمامیت ارضی کشورشان در برابر هر دشمنی با هر سلاحی جانانه می ایستند کما اینکه دیدیم چگونه ایستاده اند قوام بخش اصلی وطن در دفاع ۱۲ روزه بودند و گام به گام نیروهای مسلح ما را همراهی کردند و همدلانه با آنان مقاومت کردند و مایه قوت قلب و شجاعت آنان بودند. پس یاوه گویی شغالان تا دندان مسلح بیرون از مرزها را نبایدجدی گرفت و قطعا به وقت حماسه باز هم به آوردگاه و میدان نبرد خواهند آمد و این در قاموس ایرانیان وطن دوست تعریف شده و تجلی یک تمدن دیرینه باطنی است و اما به یاد داشته باشیم که نمی شود از آنان صرفا به عنوان ابزار استفاده کرد و به وقت تنگناها بازارشان را کساد و به حال خود رها کرد و سفره اشان را با توجیهات غیر موجه با وجود این همه نعمت خدادادی و استعداد هوشی و ذاتی کوچکتر از قبل کرد.
مخاطبین عزیز و مسئولین دلسوز و میهن دوست؛ در یک کلام باید گفت ما نیاز به اصلاح ساختاری در بخش های مختلف داریم. نیاز به حذف موازی کاری در برخی از بخشهای دولتی و اداری داریم و نیاز به یک مصالح و آشتی ملی داریم. در این شرایط حساس که دشمن تیزبینانه در حال رصد مسایل داخلی ماست نمی شود این حقیقت وجودی را کتمان و پنهان کرد. رویکرد آینده ایران برای توسعه و بهینه سازی و بهره وری از منابع موجود جز با نگاه و تفکری مردم مدارنه با در نظر گرفتن حفظ و منزلت اجتماعی مردم امکان پذیر نیست که صد البته این اتفاق خوش برابر تحلیلها از داده های به دست آمده به تدریج و با گذر اندک زمانی خواهد افتاد.
نکته پایان اینکه مردم عزیز ایران تاریخ این سرزمین را اعم از حمله مغول و تاتار و افغان و … خوانده اند وحساب خود را با بیگانگان و دشمنان در طول تاریخ تسویه کرده و می کنند و در بزنگاه های تاریخی متحد شده و به خوبی اهداف دشمن را درک کرده و بیگانگان نیز می دانند که به واسطه فرهنگ غنی و هویت اصیل ایرانیان راهی برای نفوذ در میان آنان ندارند و صرفا مایلند تا با ایجاد تحرکات و شیطنت های این چنینی به ویژه در فضای افسارگسیخته مجازی موجبات نامیدی و تضعیف ایران را فراهم نمایند و متاسفانه با اعمال نفوذ در برخی لایه های قدرت و به کارگیری افراد مواجب بگیر بی هویت اهداف خود را دنبال می کنند.بنابراین راه این منافذ خطرناک باید مسدود شود و با برخورد قاطع مانع از شیوع جریان نفوذ شوند و آنان که به اموال بیت المال خیانت می کنند بدون تعارف پس از مجازات به دار مجازات آویخته شوند که شاید بتوان گفت که این مسئله مهم ترین خواست ملی ایرانیان است و باید همه مثل هم باشند چه در سختی و چه در شادی سهم مشترکی داشته باشند و اعمال این تصمیم حیاتی یعنی رسیدن به آرامش ملی آن از باب حصول اطمینان با داشتن مسئولین عدالت خواه و مردم محور فراهم خواهد شد و این گونه محکم ترین تو دهنی بر دشمن وارد خواهد شد.
سردبیر همای سعادت
انتهای پیام/














ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰