سلبریتی‌ها،حقوق‌بشرهای بی‌وطن و آزمونِ وفاداری در روزگارِ امتحان

تاریخ مانند آینه‌ای است که دروغ را از حقیقت می‌شناساند و در حافظه‌ی تاریخی این مردم این خیانت فراموش نخواهد شد و پس از پیروزی که انشاءالله به زودی نصیب این ملت در برابر جبهه کفر و شیطانی خواهد شد.

یاداشت-کیانوش سوری-در تاریخ معاصر ایران، روزگاری گذشت که در آن برخی چهره‌های مشهور و مدعیان حقوق‌بشر نه تنها در کنار ملت ایستادند بلکه گاهی علیه آن سخن گفتند. اینک که آزمون بزرگ‌تری بر سر راه آنها آمده است، باید حقایقی را با بی‌پروایی و دقت بازگو کرد.

در دهه اول اسفند ماه ۱۴۰۴ جهان اسلام در ماتمی بزرگ غرق شد.امام امت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای(ره) ولی‌فقیه مسلمین جهان در نخستین اقدام رژیم‌های جنایتکار آمریکا و صهیونیستی به شهادت رسیدند. این تنها یک ترور نبود؛ این آغاز یک نبرد نابرابر بود و پس از آن جنایت دوم: ۱۶۸ دانش‌آموز بی‌گناه مدرسه میناب که با موشک‌های آمریکایی هدف قرار گرفتند و به شهادت رسیدند.

حال این حقیقتِ دوگانه پیش می آید که چرا برخی سبلیرتی های در برابر این جنایات سکوت می‌کنند؟

تصور کنید یک اتوبوس دانش‌آموزان در روزی بارانی و لغزندگی جاده دچار تصادف می‌شد.در این هنگام جماعت سلبریتی‌های بی وطن در کنار رسانه‌های جهانی فریاد می‌زدند: جنایت علیه کودکان! سازمان‌های حقوق‌بشر را فرا می‌خوانند که عکس العمل نشان دهند. از نهادهای بین‌المللی و حامی کودکان می‌خواهند که وارد عمل می‌شدند. و سوالاتی مطرح می‌کنند که چرا جاده‌های ما استاندارد نیست؟ چرا نظارت مؤثر وجود ندارد؟ چرا جان مردم این‌قدر بی‌ارزش انگاشته می‌شود؟! اما وقتی ۱۶۸ کودک مظلوم مدرسه میناب با موشک آمریکا کشته می‌شوند… سکوت مطلق.

در این روزگار سخت، برخی از سلبریتی‌ها حقیر و مدعیان حقوق‌بشر، نقاب‌های خود را به روی همگان برداشتند. کار این جماعتِ بی‌وطن، متهم‌سازی کشور و وطن بود. آنها خائنین به مردم و ملت‌اند که به دنبال دشمن شاد کردن هستند.

در این جنگ نابرابر که کودکان خردسال تا فرماندهان ارشد ما به شهادت رسیدند، این‌ها حتی دریغ از یک استوری در فضای مجازی در محکومیت حملات به منافع ملی، اماکن عمومی و کودکان بی‌دفاع داشته‌اند. این سکوت، سکوتی آگاهانه و از سر خیانت به مردم است.

این جماعت، سال‌ها پیاده‌نظام دشمنان در بین مردم بودند و شعار می‌دادند:”نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران” و یا اینکه “ما عرب‌پرست نیستیم”

اما در این نبرد بزرگ، چه کسی ثابت کرد واقعی است؟ حزب‌الله لبنان: از روز اول در کنار ایران شجاعانه جنگیده است، جبهه مقاومت و حشد شعبی عراق: در کنار ایران مردانه ایستاده‌ و می‌جنگد، مردم دلاور یمن: امروز با شلیک موشک به سرزمین های اشغالی رسماً در دفاع از مردم ایران وارد جنگ شد و تهدید کرده است تنگه باب‌المندب را برای همیشه خواهند بست.

این وعده‌ای عملی از جانب کسانی است که ثابت کردند عشق به ایران، مرز نمی‌شناسد و از طرفی آنهایی که خود را سال‌ها فدایی وطن می‌خوانند در این زمان خاموش شده اند.

تاریخ مانند آینه‌ای است که دروغ را از حقیقت می‌شناساند و در حافظه‌ی تاریخی این مردم این خیانت فراموش نخواهد شد و پس از پیروزی که انشاءالله به زودی نصیب این ملت در برابر جبهه کفر و شیطانی خواهد شد، آن‌ها که سکوت اختیار کردند یا علناً علیه کشور سخن گفتند جایی در بین مردم نخواهند داشت و باید فرصت را از آنها گرفت.

این روزگار، آزمونِ زمانه است. آزمونی که در آن وفاداری ارزش می‌شود، خیانت محکوم است و سکوت آگاهانه نوعی انتخاب و هم صدایی با دشمن است.

ایران سرای ماست. این خاک، این تاریخ، ما را خوب می‌شناسد و ما را فراموش نخواهد کرد و برای آیندگان بازگو خواهد کرد مردم ایران در برابر ابرقدرت های پوشالی جهان تا آخرین قطره خون ایستادند و جماعتی هرچند اندک افرادی که بر سر سفره این مردم به شهرت و به نوایی رسیده اند در زمان امتحان با هم صدای با دشمن متخاصم و یا سکوت در برابر این جنایت ها نمره مردودی گرفتند.

به لطف خداوند متعال و مدد اهل‌بیت علیهم‌السلام پیروزیم و پیروز خواهیم بود و شرمندگی از آن وطن‌فروش های خائن است.

 

انتهای پیام/