عوامل و پیامدهای اشغال ایران توسط متفقین

اشغال ایران در سوم شهریور ۱۳۲۰ توسط نیروهای متفقین،نقطه‌ تاریکی در تاریخ معاصر ایران است که هیچگاه از ذهن ایرانیان پاک نخواهد شد.

یادداشت-مسعود کریمی‌بیرانوند عضو هیأت علمی دانشگاه فرهنگیان لرستان نوشت: اشغال ایران در سوم شهریور ۱۳۲۰ توسط نیروهای متفقین، نقطه‌ تاریکی در تاریخ معاصر ایران است و آغاز دوره‌ای از هرج‌ و مرج، قحطی و دخالت مستقیم بیگانگان در امور کشور بود که هیچگاه از ذهن ایرانیان پاک نخواهد شد.

عوامل اشغال ایران توسط متفقین

عوامل زیادی باعث اشغال ایران توسط متفقین شد، از جمله این عوامل از بین بردن مقاومت مردم و نخبگانی بود که می‌توانستند در مقابل هجوم بیگانگان بایستند. برای مثال در جنگ جهانی اول در زمان احمدشاه قاجار با اینکه کشور در اوج ضعف و انحطاط بود و شیرازه حکومت از هم پاشیده شده بود، اما مقاومت‌هایی توسط گروه‌های مردمی انجام شد که روسیه و انگلستان را برای اشغال ایران به دردسر انداخت.

رضاشاه در مدت حکومت خود این گروه‌های مردمی را از بین برد و سرکوب کرد و دیگر کسی نمانده بود که در مقابل بیگانگان بایستد و خود حکومت هم نمی‌توانست در مقابل بیگانگان ایستادگی کند، چون ارتش ایران که توسط رضاشاه با هزینه هنگفتی ساخته شده بود، ناتوان شده بود.

از طرفی ایدئولوژی حکومت پهلوی که باستان‌گرایی بود، کارآمدی لازم را نداشت و نتوانسته بود حتی در بین ارکان حکومتی و ژنرال‌های ارتش روحیه‌ای ایجاد کند که به موقع خطر جانفشانی و ایستادگی کنند.

حکومت پهلوی برای مشروعیت خود نمی‌توانست از اسلام استفاده کند چون از اسلام بهره‌ای نبرده بود و روی قومیت هم نمی‌توانست تأکید کند چون قومیت پهلوی نامشخص بود، بنابراین آن‌ها بر روی ایران‌پرستی هزینه کردند اما در عمل نشان دادند این ادعا فقط در حد شعار است چون این نوع تسلیم شدن و وادادگی در زمان اشغال ایران در طول تاریخ بی‌سابقه بوده و متفقین در کمتر از سه روز بدون هیچگونه جنگ و نبردی کل کشور را فتح کردند.

از نظر اقتصادی سیاست‌های حکومت پهلوی اشتباه بود و نارضایتی مردمی را به دنبال آورده بود؛ رضا‌شاه به زندگی مردم و مشاغل آن‌ها اعتنایی نکرد و بسیاری از آن‌ها از جمله دامپروری سنتی را از بین برد که این باعث شد مردم‌ دیگر رمقی برای حمایت از حکومت نداشته باشند.

از نظر سیاست خارجی نیز رضاشاه اشتباه بزرگی مرتکب شد، او تصور می‌کرد در جنگ جهانی دوم آلمان‌ها و متحدین پیروز می‌شوند به این دلیل از قبل خود را به آلمان نزدیک کرد و این اشتباه موجب شد انگلیسی‌ها با این بهانه که ایران مأمن آلمان‌ها و متحدین است به ایران ورود پیدا کنند.

شاهان زیادی در طول تاریخ شکست خوردند و کشته شدند و شاید نالایق هم بودند، اما اینگونه نبوده که خودشان به حرف دشمن گوش بدهند و کشور را ترک کنند. در صحنه اشغال، انگلستان از رضاشاه می‌خواهد که بدون مقاومت ایران را ترک کند و در اتفاقی بی‌سابقه، شاه مملکت از طریق انگلیسی‌ها از کشور خارج می‌شود و اینقدر ذلت اصلاً در تاریخ ایران سابقه نداشته است.

از طرف دیگر کشور خیلی سریع اشغال شد و جانشین موقت رضاشاه یعنی محمدعلی فروغی بیانیه ترک مقاومت صادر کرد، یعنی نه تنها ارتش ایران نمی‌جنگد بلکه کسی نیز حق مقاومت ندارد.

پیامدهای اشغال ایران توسط متفقین

اشغال ایران توسط متفقین پیامدهای متعددی از جمله تغییر سلطنت، قحطی بسیار زیاد، افزایش نفوذ خارجی و فرسوده شدن زیرساخت‌های کشور را به همراه داشت.

کشور ایران حدود چهار سال اشغال بود و در این زمان کشور ما عملاً تعطیل بود و در این مدت قحطی، غارت و صدمات بسیاری به مردم وارد شد؛ البته بسیاری از صدمات قابل شمارش نیست چون در آن زمان اطلاع‌رسانی وجود نداشت اما در مجموع کشور ده‌ها سال به عقب بازگردانده شد.

هر چند قبل از آن زمان هم استقلال سیاسی در کشور وجود نداشت اما استقلال سیاسی و نظامی ما به کل زیر سئوال رفت چون شاه کشور عملاً هیچ کاره بود؛ برای مثال در آن دوران کنفرانس تهران با حضور سران متفقین و بدون حضور شاه مملکت برگزار شد.

بیگانگان از راه‌آهن ایران برای اعزام نیروهای خود استفاده‌ می‌کردند بدون اینکه از شاه مملکت و دیگر مقامات دولتی حساب ببرند و اجازه بگیرند.

انگلیسی‌‌ها چند سال بعد نمی‌توانستند جریان ملی شدن صنعت را بپذیرند و فکر می‌کردند همچنان تا ابد باید بر جان، مال و همه چیز مردم ایران سیطره داشته باشند، نیروهای شوروی نیز از کشور بیرون نمی‌رفتند و امتیاز نفت را طلب می‌کردند.

اثرات اشغال مربوط به آن چهار سال نمی‌شود زیرا تا سالیان بسیار این سرشکستگی و کشتن اعتماد به نفس در روح مردم نهادینه شده بود و اعتماد به نفس ملت ایران آنچنان از بین رفته بود که بسیاری از مردم و حتی نخبگان فکر می‌کردند حتماً باید نوکر آمریکا یا شوروی باشند و مستقل بودن در این کشور معنی ندارد.

/انتهای پیام/