آژیر خطر اجتماعی؛

لرستان در صدر آمار «خودکشی»/مرگ‌هایی که فریادشان شنیده نمی‌شود

شاید بسیاری از مردم لرستان تجربه تلخ از دست دادن عزیزی بر اثر خودکشی را داشته باشند؛تجربه‌ای که همچون زخمی عمیق،سال‌ها بر روح خانواده‌ها باقی می‌ماند.

یادداشت اختصاصی-فاطمه سعادت راد-این روزها نام و عکس نوجوانان و جوانانی که خود را از چرخه زندگی بیرون کشیده‌اند، بیش از هر زمان دیگری بر دیوارهای شهر و ذهن مردم تکرار می‌شود. لرستان در سال‌های اخیر با بحرانی روبه‌روست که دیگر نمی‌توان آن را پنهان کرد؛ بحرانی که با وجود هشدارهای فراوان، مدت‌ها در سایه سکوت و محافظه‌کاری رشد کرد و امروز به یکی از مهم‌ترین مسائل اجتماعی استان تبدیل شده و این استان را در رتبه اول این حادثه دردناک قرار داده است.

خودکشی در لرستان سال‌ها جزو آمارهایی بود که کمتر کسی درباره آن سخن می‌گفت. نه از آن جهت که موضوع کوچکی باشد؛ بلکه چون باور عمومی بر این بود که بیان واقعیت‌ها، جامعه را دچار تشویش می‌کند. اما پنهان کردن حقیقت، تنها باعث شد تا این آمار در سکوت افزایش یابد و امروز لرستان در بسیاری از گزارش‌های غیررسمی به‌عنوان یکی از استان‌ های دارای بالاترین نرخ اقدام به خودکشی معرفی شود. تا چند سال پیش نام ایلام بیشتر در این زمینه مطرح بود، اما اکنون لرستان در اقدام به خودکشی به طرز نگران‌کننده‌ای از آن پیشی گرفته است.

آنچه وضعیت را هولناک‌تر می‌کند، کاهش سن قربانیان است. نوجوانانی که باید در مهم‌ترین و حساس‌ترین دوره رشد خود باشند، اکنون با کوچک‌ترین بحران، بی‌تاب می‌شوند و گاهی در یک تصمیم ناگهانی خود را به کام مرگ می‌کشند. گزارش‌های خانوادگی نیز نشان می‌دهد که تاب‌آوری نسل جدید به‌طور محسوسی کاهش یافته و آنها زیر فشارهای اجتماعی، عاطفی و درسی، توان تحمل و حل مسئله را از دست می‌دهند. ریشه این وضعیت تنها در خانواده یا تنها در اقتصاد نیست؛ بلکه مجموعه‌ای از عوامل در هم‌تنیده، نوجوانان و جوانان را در چرخه‌ای از ناامیدی قرار داده است.

در حوزه اقتصادی، شرایط سخت معیشتی،بیکاری گسترده و نبود فرصت‌ های درآمدزا، در سال‌های اخیر بسیاری از خانواده‌های لرستانی را در تنگنای شدیدی قرار داده است. مردانی که به‌عنوان سرپرست خانواده با فشار تأمین مخارج دست و پنجه نرم می‌کنند، زنان و دخترانی که از نظر اقتصادی به خانواده وابسته مانده‌اند و جوانانی که امید روشنی نسبت به اشتغال ندارند، همگی در معرض آسیب‌های جدی روانی قرار دارند. این وضعیت وقتی با نگرانی‌های فرهنگی و اجتماعی همراه می‌شود، تصویر پیچیده‌تری از مشکل به دست می‌دهد.

از گذشته، ساختار اجتماعی لرستان بر طایفه‌گرایی، نظارت شدید اجتماعی و قضاوت‌های سنگین استوار بوده است؛ ساختاری که اگرچه در برخی جنبه‌ها حمایتگر بوده، اما در بسیاری مواقع فشار روانی مضاعفی بر افراد وارد کرده است. انگ‌زنی اجتماعی به کسانی که مشکلات رفتاری دارند، اعتیاد دارند، یا از خانواده‌های فقیر و آسیب‌دیده هستند، آنان را بیشتر به سمت انزوا، شرم و ناامیدی سوق می‌دهد. در چنین شرایطی، فردی که نیازمند کمک است، از مراجعه به مشاور یا پزشک می‌هراسد، زیرا نگران است که چه قضاوتی درباره او خواهد شد. این شرمساری اجتماعی یکی از عواملی است که بحران را عمیق‌تر می‌کند.

در سطح خانواده نیز مسائل بسیاری دست به دست هم می‌دهد: اختلافات شدید خانوادگی، خشونت خانگی، ازدواج‌های اجباری، کودک‌همسری، طلاق، فشارهای تربیتی سخت‌گیرانه، و نبود ارتباط عاطفی سالم میان والدین و فرزندان. زنان به‌طور خاص در معرض آسیب بیشتری قرار دارند، زیرا تاب‌آوری آنها به دلیل فشارهای چندلایه فرهنگی، اقتصادی و خانوادگی کمتر شده و سهم قابل توجهی از موارد اقدام به خودکشی را به خود اختصاص داده‌اند. در کنار این عوامل، مشکلات فردی مانند افسردگی، اضطراب، تکانشگری، اعتیاد و ناتوانی در حل مشکلات نیز خطر اقدام به خودکشی را افزایش می‌دهد.

نقشه جغرافیایی خودکشی در استان نیز نشان می‌دهد که وضعیت صرفاً محدود به یک شهر نیست.خرم‌آباد، کوهدشت، بروجرد و دلفان بیشترین موارد اقدام به خودکشی را ثبت کرده‌اند و شهرهایی مانند نورآباد و کوهدشت بیشترین آمار فوتی را دارند. واضح است که این بحران طی یک سال یا دو سال شکل نگرفته؛ بلکه حاصل سال‌ها بی‌توجهی، نبود برنامه‌ ریزی و ناتوانی در مدیریت مسائل اجتماعی بوده است. پنهان کردن آمار به امید جلوگیری از نگرانی‌ عمومی، نه تنها شکست خورده، بلکه جامعه را غافلگیر کرده است. امروز و پس از انتشار گسترده آمارهای غیررسمی، همه می‌دانیم که پنهان‌کاری نه‌تنها دردی را درمان نکرد، بلکه اجازه داد بحران بی‌صدا رشد کند تا جایی که امروز در بسیاری از خانواده‌ها ردپای آن قابل مشاهده است.

یکی از تحولات نگران‌کننده در سال‌های اخیر تغییر روش‌های خودکشی است. گرچه در گذشته خودسوزی رایج‌ترین روش بود، امروز استفاده از داروهای کشنده، قرص‌های سمی و مواد شیمیایی رو به افزایش است و متأسفانه بیشتر قربانیان این روش‌ها را نوجوانان و جوانان تشکیل می‌دهند؛ نسلی که شاید با آموزش‌های درست، حمایت‌های عاطفی و اقتصادی و مهارت‌آموزی می‌توانستند آینده متفاوتی داشته باشند.

واقعیت این است که مهار این بحران نیازمند برنامه‌ریزی فوری، علمی و فراگیر است. نمی‌توان انتظار داشت که تنها یک سازمان یا یک دستگاه اجرایی بتواند این روند را متوقف کند. آموزش تاب‌آوری در مدارس، حمایت روانی و اقتصادی از خانواده‌های پرخطر، ایجاد مراکز مداخله در بحران و تخت‌های بستری روان‌پزشکی، نظارت بر فروش داروها و سموم، کاهش فشارهای معیشتی، توانمندسازی خانواده‌ها و شفاف‌سازی آمار که اقداماتی است که باید در کنار هم و با مشارکت نهادهای مختلف انجام شود.

بحران خودکشی در لرستان، تنها مجموعه‌ای از اعداد نیست؛ مجموعه‌ای از زندگی‌های از دست رفته است. اگر امروز با جدیت به آن پرداخته نشود، فردا برای بسیاری دیگر دیر خواهد بود. اکنون زمان آن رسیده که سکوت کنار گذاشته شود و با شجاعت، واقعیت‌ها گفته و راهکارها اجرا شود. تنها با تکیه بر آگاهی، آموزش، همبستگی اجتماعی و اقدام عملی است که می‌توان امید داشت این مسیر تلخ تغییر کند و لرستان بار دیگر به استانی سرشار از امید، تاب‌آوری و زندگی تبدیل شود.

انتهای پیام/